گويد ابليس چون گزارده شود ( 1 ) كار خداى وعده داد شما را وعدهاى درست ، و من وعده دادم شما را و خلاف كردم و نبود مرا بر شما دستى و قوّتى ( 2 ) جز آن كه بخواندم شما را اجابت كردى مرا ، و ملامت مكنى مرا و ملامت كنى خود را ، من نيستم فريادرس شما ( 3 ) ، و شما نيستى فريادرس من ، من كافر شدم به آنچه انباز كردى مرا از پيش ، اين بيدادگران را بود عذابى دردناك .
و ببرند ( 4 ) آنان را كه ايمان آرند و كار نكو كنند ( 5 ) در بهشتهايى كه مىرود از زير آن ( 6 ) جويها ، هميشه باشند در آن جا به فرمان خدايشان ، تحيّت ايشان در آن جا سلام بود .
نبينى چگونه زد خداى مثل ، سخنى پاكيزه چون درختى پاكيزه اصل آن درست بود و شاخ آن در آسمان ؟
بدهد ميوهاش ( 7 ) هر سال به فرمان خداى ، بزد خداى مثلها براى مردمان تا مگر ايشان انديشه كنند .
و مثل سخنى پليد چون درختى پليد باشد كه بكنند از بالاى زمين ، نبود آن را ( 8 ) قرارى .
بدارد خداى آنان را كه ايمان آرند به سخن درست در زندگانى دنيا و در آخرت و گمراه كند خداى بيدادگران را ، و بكند خداى آنچه خواهد .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : گذارده بود .
( 2 ) . قم : از حجّتى .
( 3 ) . آو ، بم ، آج ، لب را .
( 4 ) . آو ، بم : در آرند .
( 5 ) . قم : كردند نيكيها .
( 6 ) . آو ، بم : در زير آن ، آج ، لب : از فرود آن .
( 7 ) . قم ، آو : ميويش ، آج ، لب : بار دهد ميوهاش .
( 8 ) . قم ، آو ، آج ، لب از .