تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
ايشان كه خاموش باشى ، چنان كه يكى از ما گويد ديگرى را كه : انگشت بر لب نه ، يعنى خاموش باش . آنگه اين نگويد ( 1 ) به زبان به دست اشارت كند ، تنبيها على هذا المعنى . و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و اختيار فرّاء . وجه چهارم گروهى گفتند ، معنى آن است كه : دست پيغامبران بگرفتند و بر دهنشان ( 2 ) نهادند براى تسكيت بر سبيل استخفاف و اهانت ، و اين قول مقاتل است . وجه پنجم آن است كه مجاهد گفت : مراد به « يد » نعمت است نه دست ( 3 ) ، يعنى نعمت پيغامبران رد كردند به دهن ، و « في » به معنى « با » باشد ، يعنى كفران نعمت كردند . و وجه ششم آن است كه گروهى گفتند كه معنى آن است كه : ردّ كردند از دعوت پيغامبران آن ( 4 ) چيزى را كه اگر قبول كردندى نعمت بودى برايشان ، و اين رد به زبان و دهن ( 5 ) كردند ، و « فى » به معنى « با » است در اين وجه نيز ، و قول شاعر به استشهاد اين آوردند :
و ارغب فيها عن لقيط و اهله و لكنّني عن سنبس لست ارغب
يعنى ارغب بها ، و اين بيت شاعرى مىگويد كه دخترى داشته ، آن دختر را لقيط و سنبس مىخواستند ، او گفت : و ارغب فيها ، اى بها ، يعنى ببنته ، من به اين دخترم رغبت كنم از لقيط و به ايشان ندهم ، و به قبيلهء سنبس دهم و از ايشان رغبت نكنم . وجه هفتم آن است كه عبد اللَّه عبّاس گفت به روايتى ديگر كه : چون سخن رسولان بشنيدند و كلام خداى ، دست ، يعنى انگشت در دندان گرفتند به تعجّب . وجه هشتم آن است كه اخفش و ابو عبيده گفتند : اين كنايت است از ترك اجابت ، يعنى اجابت نكردند انبيا را ، و عرب كسى را كه جواب كسى باز ندهد و سخن او قبول نكند ، گويد : ردّ يده فى فيه . و قتيبى اختيار آن كرد كه : انگشت گزيدند ( 6 ) برايشان از خشم ، و استشهاد كرد بر اين به قول شاعر : يردّون في فيه عشر الحسود
هامش
( 1 ) . قم ، آو ، بم ، آج : بگويد ، آب ، آز : گويد . ( 2 ) . قم ، آو ، بم ، آج ، لب : دهنهاشان . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : يد جارحه . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : دهان . ( 6 ) . آو ، بم : گذيدند .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 254 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي