مقدار آن كه يكى از شما سوزنى در دريايى زند ، بنگر تا چه آب برگيرد به سوزن از دريا . و قوله : * ( حَمِيدٌ ) * ، محتمل است كه به معنى مفعول باشد و به معنى فاعل ، و به معنى مفعول ، چنان است كه بيان كرديم كه مستحقّ حمد و شكر باشد و ستوده و پسنديده ، و به معنى فاعل چنان باشد كه حمد كند آنان را كه شكر نعمت او كنند ، و غنى است از شكر شاكران تا اگر نكنند او را نقصانى نباشد ، و اوّل لا يقتر است اين جا براى آن كه معنى آن بود كه : اگر خلايق همه كافر شوند و شكر او نكنند ، او بى نياز است از شكر ايشان و در ذات خود حميد است ، اگر حمد او كنند و اگر نه .
او مستحقّ حمد است ، و به كفران كافران او از آن بنشود كه مستحقّ حمد و شكر باشد .
قوله : * ( أَ لَمْ يَأْتِكُمْ ) * ، آنگه حق تعالى بر سبيل تنبيه گفت : * ( أَ لَمْ يَأْتِكُمْ ، ) * به شما نيامد و به شما نرسيد خبر آنان كه پيش شما بودند از امم سالفه و قوم گذشته ( 1 ) ؟ آنگه بدل كرد بر سبيل بيان ايشان را گفت : قوم نوح بودند و قبيلهء عاد بودند - كه قوم هود پيغامبر بودند - و قبيلهء ثمود - كه قوم صالح بودند ، و آنان كه پس از ايشان ( 2 ) بودند كه عدد ايشان و تفاصيل احوال ايشان كس [ 60 - پ ] نداند مگر خداى - جلّ جلاله . * ( جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ ) * ، پيغامبران ايشان به ايشان آمدند با ( 3 ) حجج و بيّنات و آيات و علامات و ادلَّه و معجزات ، ايشان رد كردند دستهاشان با دهنهاشان .
در او چند قول گفتند ، عبد اللَّه مسعود گفت و ابن زيد : معنى آن است كه ، انگشت به خشم بر ايشان بكشند ( 4 ) ، چنان كه گفت : وَإِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ ( 5 ) .
وجه دوم حسن گفت : در وقت دعوت پيغامبران دست بر دهن ايشان نهادند براى تسكيت تا ايشان را خاموش كنند و منع كنند از دعوت كردن .
وجه سهام ( 6 ) آن است كه : انگشتهاى خود بر لب خود نهادند ، اشارت كنند ( 7 ) به
هامش
( 1 ) . آو ، بم : گزشته .
( 2 ) . قم ، آو ، آج ، لب : پس ايشان ، بم ، آب ، آز : پيش ايشان .
( 3 ) . آو ، آب ، بم ، آز ، آج : تا .
( 4 ) . قم : بگزيدند ، ديگر نسخه بدلها : گزيدند .
( 5 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 119 .
( 6 ) . قم : سوم ، آو ، بم ، آب ، آز : سيم ، آج ، لب : سيوم .
( 7 ) . قم : اشارت كردند .