بنعم اللَّه ، ايّام كنايت كرد از نعم ، و اين كنايت معروف است عرب و عجم را ( 1 ) ، يكى از ما گويد : آن روزگار ما ، و دريغا روزگار ما ! تأسّف خورند بر ايّام در نعمت گذشته ، و قول الشاعر :
سقى اللَّه ايّامنا باللَّوى
و قوله :
سقى اللَّه ايّاما لنا و لياليا
و قوله :
[ و ] ( 2 ) ايّامنا باللَّوى هل تعود
و قول ابى تمّام من هذا الباب :
ء ايّامنا ما كنت ( 3 ) الَّا مواهبا
و كنت باسعاف الحبيب حبايبا
و قول ديگر آن است : و ذكّرهم بنقم اللَّه فى اعدائه ، و ياد ده ايشان را كه خداى با امّت سلف چه كرد از كافران ، و منه قول الشّاعر :
و ايّامنا مشهورة في عدوّنا
لها غرر معلومة و حجول
و قول عمرو بن كلثوم :
و ايّام لنا غرّ طوال
عصينا الملك فيها ان ندينا ( 4 )
و اگر حمل كنند بر هر دو ، اوليتر باشد لاستغراقه المعنيين ، و اين شاملتر بود فايده را ، چنان كه گويند : خذه بالشّدّة و اللَّين .
آنگه گفت : در اين تذكير و ياد دادن ، يا در آن احوال كه در آن ايّام بود ، آياتى و علاماتى و دلالاتى و عجايبى هست ، هر صبر كنندهاى شكر كننده را ، و فعّال و فعول ، هر دو بناى مبالغت است .
* ( وَإِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِه ) * ، آنگه گفت : ياد كن اى محمّد چون گفت موسى قومش را : * ( اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّه عَلَيْكُمْ ) * ، ياد كنى نعمت خداى بر شما ، چون برهانيد شما را از فرعون و قوم او چون بر شما مىنهادند ، يقال : سامه الخسف اذا كلَّفه احتمال الضّيم و الظَّلم ، و محلّ اين جمله نصب است على الحال . * ( سُوءَ الْعَذابِ ) * ، اى شدّة الضّيم
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم چنان كه .
( 2 ) . از ، دا افزوده شد .
( 3 ) . آو ، آز ، آب ، آج : هل كنت .
( 4 ) . آز ، آب : تدينا .