راه ما ، و صبر كنيم بر آنچه رنجه داشتى ( 1 ) ما را ، و بر خداى بايد تا توكّل كنند توكّل كنندگان .
قوله تعالى : * ( الر ) * ، بنزديك آن كه گفت ، « الر » نام ( 2 ) سورت است ، گفت : محلّ او رفع است بر ابتدا ، و قوله : * ( كِتابٌ ) * ، خبر اوست . و آن كه گفت نام قرآن است ، همچونين . و آن كه جز اين گفت ، گفت : او را موضعى نيست از اعراب و مبتداى مقدّرى است ، و « كتاب » خبر اوست ، اى هذا كتاب ، * ( أَنْزَلْناه ) * صفت اوست .
حق تعالى گفت : در اين آيت و خطاب كرد با رسول كه : اين كتاب قرآن ، كتابى است كه ما فرو فرستاديم آن را به تو تا تو مردم را برون آرى به او از تاريكيهاى كفر به نور ايمان . و ظلمت و نور ، كنايت است از كفر و ايمان . * ( بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ) * ، به فرمان خدايشان ، * ( إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ) * ، با راه خداى ، و آن اسلام است .
رمّانى گفت : « ظلمت » ، تاريكيى بود در هوا كه منع كند از رؤيت مرئيّات ، گفت : و « نور » بياضى باشد شعاعى كه با آن رؤيت صحيح بود . قتاده گفت :
* ( مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ) * ، يعنى من الضّلالة الى الهدى ، و امّا « عزيز » ، مرجع او با قادرى است [ 59 - ر ] ، و عزيز گويند مرد قاهر و غالب را من قولهم : من عزّ بزّ ، اى من غلب سلب ، و نيز عزيز گويند آن را كه ممتنع بود از آن كه بر او ظلم كنند ، و اين هر دو در حقّ خداى تعالى روا بود . و عزيز نيز ، سخت صعب باشد ، يقال : عزّ علىّ كذا ، اى شقّ و صعب ، و عزيز نيز نايافت باشد ، من قولهم : اعزّ من الكبريت الاحمر ، و اين به استقصاتر » اين رفته است ( 4 ) . و « حميد » ، محمود باشد ، فعيل به معنى مفعول .
* ( اللَّه الَّذِي ) * ، ابن عامر و نافع خواندند ( 5 ) مرفوع بر ابتدا و خبر و الَّذى و آنچه از پس اوست از صلهء او . و باقى قرّاء خواندند : « اللَّه » به جر على انّه بدل من * ( الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ) * ، خداى آن است كه هر چه در آسمان و زمين هست او راست به ملك و ملك ، ملك از آن جا كه آفريدهء اوست ، به ملك از آن جا كه تصرّف او راست در
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آج ، لب : برنجانيد .
( 2 ) . قم : سر .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل پيشتر از .
( 4 ) . قم : برفته است .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها اللَّه .