تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
المدّة ، و منه قوله : أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ ( 1 ) . . . ، و قوله : وَأُمْلِي لَهُمْ » . . . ، و منه : الملوان اللَّيل و النّهار ، آنگه ايشان را بنگذاشتيم ( 3 ) كه انّ اللَّه يمهل و لا يهمل ، كه بندگان را امهال كند ، اهمال نكند . * ( ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ ) * ، پس بگرفتم ( 4 ) ايشان را به عقوبت . آنگه بر سبيل تعجّب گفت : * ( فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ) * ، چگونه بود عقاب من ، و عقاب مضرّتى بود مستحق مقرون به استخفاف ( 5 ) و اهانت ، و « يا » ، از « عقابى » بيفگند اكتفاء بالكسرة عنها لمطابقة رؤوس الاى تا با سر آيتها مطابق بود . * ( أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ ) * ، آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت : آن كس كه او قائم بود و استاده بود بر هر نفسى به آنچه كرده باشد و كند . و جواب او حذف كرد ، لدلالة الكلام عليه ، و تقديره : كمن ليس كذلك ، و مثله : أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً يَحْذَرُ الآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّه ( 6 ) . . . ، كمن ليس كذلك ، گفت : آن كس كه عالم باشد به آنچه ( 7 ) هر نفسى كند و قادر باشد بر جزاى ايشان بر وفق عمل و كسبشان ، راست بود با آن كه نه چنين باشد و اين نداند و نتواند از اين معبودان شما ؟ آنگه در آن گرفت كه : اين مشركان بتان را انباز خداى كرده‌اند ، گفت : * ( وَجَعَلُوا لِلَّه شُرَكاءَ ) * ، آنگه گفت ( 8 ) : بگو تا نامهاى ايشان بگويند [ 55 - ر ] تا ايشان به چه چيز استحقاق اهليّت عبادت دارند و سزاوار پرستشاند ؟ * ( أَمْ تُنَبِّئُونَه بِما لا يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ ) * ، يا شما آمده‌اى تا خداى را خبر دهى به چيزى كه او نداند در زمين از آن كه او را شريكى است يا شبيهى ( 9 ) ، و خداى تعالى خود را شريكى نمىداند در زمين . * ( أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ ) * ، يا خبر خواهى دادن به ظاهر قول ( 10 ) و مجرّد دعوى ، عارى از دليل و حجّت ، اين قول مجاهد و قتاده است . ابو على گفت ، معنى * ( بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ ) * آن است : يا خبر ( 11 ) خواهى دادن به آنچه خداى بر پيغامبران انزله كرد ( 12 ) . ابو القاسم حبيبى گفت ،
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 178 . ( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 183 و قلم ( 68 ) آيهء 45 . ( 3 ) . آو ، بم : بنگزاشتم . ( 4 ) . آج ، لب : بگرفتيم . ( 5 ) . بم ، آب ، آز : استحقاق . ( 6 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 9 . ( 7 ) . آو ، آز : آن كه . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها اى محمد . ( 9 ) . قم : شبهى ، ديگر نسخه بدلها بجز لب : شبهتى . ( 10 ) . آب ، آز : * ( بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ ) * . ( 11 ) . بم : كه يا خبرى . ( 12 ) . آز : انزال كرده .