تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
اگر من خواهم جمله مردمان را و كافران را هدايت دهم بر سبيل الجاء و اكراه و ايشان را بر آن ( 1 ) دارم به خلق علم ضرورى در ايشان . آنگه گفت : كافران بى نصيب نيستند از عذاب عاجل ، نيز * ( وَلا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، به زايل نمىباشند كافران ، يعنى پيوسته مىرسد به ايشان آنچه كردهء ايشان است نه مبتدا نه به ظلم و ستم . * ( قارِعَةٌ ) * ، گفتند : داهية ، و قيل : مصيبة ، و هى الخصلة القارعة ( 2 ) ، من القرع ، چيزى كه ايشان را بكوبد . و كوفت و شكست ايشان باشد ، و منه : المقرعة لآلة القرع ، و القرعة فعله ، بمعنى مفعوله خشيبة يقرع بها ، و القراع ، المقارعة . * ( أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ ) * ، مفسّران گفتند : مراد به * ( قارِعَةٌ ) * ، نزول رسول بود - عليه السّلام - در وقت غزا و سراياى او در وقت قتال به فناى ايشان يا اين قارعه بر ايشان آيد يا بنزديك سرايشان فرود آيد . و گفتند : مراد انواع بلاست از جدب ( 3 ) و قحط كه آن جا بودى ، پس مادام ممتحن مىبودند يك بار به قحط و يك بار به درويشى و يك بار به حرب و يك بار به اسر و يك بار به قتل ، * ( حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّه ، ) * تا وعدهء خدا بيايد . قتاده گفت : مراد فتح مكّه است ، و بعضى گفتند : * ( أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ ) * ، ضمير « قارعه » است . و بعضى گفتند : خطاب رسول است - عليه السّلام - يا تو بنزديك ايشان فرود آيى و هم اين سرايا و بلايا و قوارع بر ايشان متتابع مىباشد تا وعدهء خداى آمدن كه فتح مكّه است بر قول قتاده . و گفتند : مراد نصرت و ظفر است كه خداى تعالى رسول را وعده داد . و حسن بصرى گفت : مراد قيامت است ، يعنى تا روز قيامت . * ( إِنَّ اللَّه لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ) * ، خداى خلف وعده نكند . و الميعاد ، مفعال من الوعد . آنگه بر سبيل تسليت رسول - عليه السّلام - اين آيت فرستاد و گفت : دل خوش دار كه اين معنى كه اينان مىكنند نه با تو تنها كرده‌اند ، با رسولان ( 4 ) كه پيش تو بوده‌اند هم استهزا كردند به ايشان و از ايشان فسوس ( 5 ) داشتند و سخريّت كردند . من تعجيل عقوبت نكردم و ايشان را امهال كردم و فرو گذاشتم ( 6 ) . و الاملاء ، الامهال و اطالة
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : اين . ( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب فعله . ( 3 ) . مل : حرب . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : رسولانى . ( 5 ) . آب ، آز : وسوس ، مل : افسوس . ( 6 ) . آو ، بم : فرو گذاشتم .