كرا و رنج چهار پاى ( 1 ) نباشد و از شهرها طعام و آلت تجارت بياريم ( 2 ) كه تو مىگويى من بهتر از سليمانم ، و باد را مسخّر سليمان بكردند و با ما بيايى به گورستان تا قصىّ را - جدّت را ( 3 ) - يا بعضى مردگان را زنده كنى تا ما از او بپرسيم تا اين كه تو مىگويى حقّ است يا نه ، كه تو دعوى مىكنى كه من از عيسى بهترم و بر دست او مرده زنده شد . خداى تعالى اين آيت بفرستاد بر اين قصّه . آنگه به جواب اين گفت : * ( بَلْ لِلَّه الأَمْرُ جَمِيعاً ) * ، اين معانى به من نيست و به فرمان من نيست ، بل ( 4 ) فرمان همه خداى راست . * ( أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت و حسن و مجاهد و قتاده و ابن زيد و ابو عبيد ( 5 ) كه : معنى آن است كه : افلم يعلم ، نمىدانند مؤمنان ؟ و گفتند : « يأس » به معنى علم در كلام عرب آمده است . كلبى گفت : لغت نخع است و قاسم ( 6 ) گفت : لغت هوازن است ، و منه قول الشّاعر :
اقول لهم بالشعب اذ يأسروننى ( 7 )
[ الم ] ( 8 ) تيئسوا انّى ابن فارس زهدم
معناه الم تعلموا ، و قال آخر :
الم ييأس الاقوام انّي انا ابنه
و ان كنت عن ارض العشيرة نائيا
و دليل اين تأويل قراءت عبد اللَّه عبّاس است كه خواند : افلم يتبيّن ، و گفت :
نويسنده چون اين كلمت نوشت ناعس بود يك دندانه زيادت نوشت . فرّاء گفت :
معنى « يئس » بر جاى خود است و هو انقطاع الطَّمع ، يعنى طمع ايشان منقطع نشد از خلاف اين از بهر علم به صحّت اين ، و انشد [ 54 - پ ] قول لبيد :
حتّى اذا يئس الرّماة فارسلوا
غضفا دواجن قافلا اعصامها
اى يئسوا من خلاف ذلك علما بصحّة ما ظهر لهم ، و علم به چيزى ايجاب يأس و نوميدى كند از خلاف او ، در اين نيز تعسّفى هست و قول اوّل در معنى ظاهرتر است و از روى لغت بر آن شواهد شعر هست ، پس معنى آن بود كه نمىدانند مؤمنان كه
هامش
( 1 ) . مل : تا ما را از رنج سفرها و چهار پاى .
( 2 ) . آب : بيارم ، مل : سازيم .
( 3 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : كه جدّ تو بود .
( 4 ) . مل : بلك .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل : ابو عبيده .
( 6 ) . اساس ، قم و مل : قسم ، ديگر نسخه بدلها : قتيبه .
( 7 ) . اساس : يأمروننى ، با توجه به اتّفاق نسخه بدلها و منابع شعر تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .