تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
كنند ، عفو بكنند و چون از ايشان ببرند ، ايشان بپيوندند . ابن كيسان گفت : آنان باشند كه ، اذا اذنبوا تابوا و اذا هربوا انابوا ، چون گناه كنند ، توبه كنند و چون از درگاه بشوند باز آيند تا به توبه معرّت ( 1 ) گناه از خويشتن بگردانند ، و اين روايت ضحّاك است از عبد اللَّه عبّاس كه گفت : به عمل صالح عمل بد دفع كنند . و قوّت اين قول آن است كه معاذ جبل گفت : يا رسول اللَّه ! مرا وصيّتى كن . گفت : چون گناهى كنى ، عقيب ( 2 ) آن طاعتى كن تا آن را محو كند ، اگر گناه به سرّ باشد ، طاعت به سرّ كن ، و اگر آشكارا باشد آشكارا كن . عبد اللَّه مبارك گفت : اين هشت خصلت است اشارت كننده به هشت در بهشت . ابو بكر ورّاق گفت : اين هشت پل است ، هر كه خواهد كه به ثواب خداى رسد ، اين هشت پل باز گذارد ، * ( أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ) * ، اينان آناناند كه خداى تعالى عاقبت سراى ثواب به ايشان دهد كه ( 3 ) وعده داد صابران را . * ( جَنَّاتُ عَدْنٍ ) * ، رفع او بر يكى از دو وجه باشد ، امّا بدل * ( عُقْبَى الدَّارِ ) * بود و امّا خبر مبتدايى بود محذوف ، و التقدير : * ( أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ) * و هى * ( جَنَّاتُ عَدْنٍ ) * ، يا مبتداى بود محذوف الخبر اى لهم جنات عدن ، ايشان را بهشتها ( 4 ) مقام باشد ، من قولهم : عدن بالمكان اذا اقام به * ( يَدْخُلُونَها ) * ، كه ايشان در آن جا شوند . قراءت عامّه قرّاء يدخلونها ، به فتح « يا » و ضمّ « خا » على الفعل المستقيم . و ابن كثير و ابو عمرو خواندند : به ضمّ « يا » و فتح « خا » ، على الفعل المجهول ، يعنى ايشان را در آن جا برند . و * ( يَدْخُلُونَها ) * ، در محلّ رفع است به صفت جنّات ( 5 ) . گفت : ايشان به آن بهشتها شوند . * ( وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ ) * ، و آنان كه نيكان بوده باشند از پدران ايشان و زنان ايشان و فرزندان ايشان ، * ( وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ ) * ، و فريشتگان بر ايشان در مىشوند از هر درى و مىگويند ايشان را : * ( سَلامٌ عَلَيْكُمْ . ) * و اين از جملهء آن جايهاست كه قول در و حذف كردند و آن محذوف در محلّ حال است ، و التّقدير : يقولون لهم اى قائلين لهم : * ( سَلامٌ عَلَيْكُمْ . ) * و رفع او بر ابتداست ، و * ( عَلَيْكُمْ ) * در جاى خبر . و براى آن روا داشتند كه مبتدا نكره گويند ( 6 ) ، و اگر چه شرايط
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : مضرّت . ( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، آز ، لب : عقب . ( 3 ) . مل : آنگه . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل عدن . ( 5 ) . آب ، آز : خيرات . ( 6 ) . قم : بود .