را بپيوندد ، با او بپيوندم و هر كه آن را ببرد ، او را ( 1 ) ببرم .
ابو ايّوب انصارى روايت كرد كه ، مردى رسول را - عليه السّلام - گفت : مرا خبر ده اى رسول اللَّه ، به عملى كه مرا به بهشت رساند . مردمان گفتند : مال ببخش .
رسول - عليه السّلام - گفت : خداى را پرست و با او شرك مياور و نماز به پاى دار و زكات بده و رحم بپيوند تا همچنان باشد كه بر راحلهاى باشى كه به بهشت مىرود .
كعب الاحبار گفت : به آن خداى كه دريا بشكافت براى موسى كه در توريت نوشته است كه : اى فرزند آدم از خداى بترس و با پدر و مادر نيكويى كن و رحم بپيوند تا عمرت دراز و كارهايت آسان كنم و بلا از تو بگردانم .
مكحول روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه گفت :
اعجل الطَّاعة ثوابا صلة الرّحم
، زودتر طاعت به ثواب ، رحم پيوستن باشد و زودتر معصيت به عقاب ، بغى باشد و سوگند به دروغ سرايها خالى و بيران ( 2 ) كند .
* ( وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ) * ، از خداى خود بترسند و از حساب بد بترسند .
* ( وَالَّذِينَ صَبَرُوا ) * ، و آنان كه صبر كنند بر طاعت و صبر كنند از معصيت . عبد اللَّه عبّاس گفت : صبر كنند بر آنچه خداى فرمود . عطا گفت : بر مصايب . * ( ابْتِغاءَ وَجْه رَبِّهِمْ ) * ، اى طلب ثواب ربّهم ، طلب ثواب خداى را . و نصب او بر مفعول له بود ( 3 ) .
* ( وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ ) * ، و نفقه كنند از آنچه ما ايشان را روزى داديم . * ( سِرًّا وَعَلانِيَةً ) * ، نصب او بر تمييز است و شايد كه در جاى حال بود ، اى مسرّين و معلنين ، و شايد كه مصدرى محذوف الفعل باشد ، اى و اسرّوا سرّا و اعلنوا علانية . * ( وَيَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ ) * ، و به حسنة سيئة باز دارند ، و الدّرء ، الدّفع . ابن زيد گفت ، معنى آن است كه : مكافات شر به شر نكنند و لكن دفع شر به خير كنند . قتيبى گفت معنى آن است كه : چون برايشان سفاهت كنند ، ايشان حلم كار بندند [ 51 - ر ] . قتاده گفت :
جواب نكو باز دهند ، نظيره قوله : وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً . ( 4 ) حسن بصرى گفت : آنان باشند كه چون ايشان را ندهند ، ايشان بدهند ، و چون بر ايشان ظلم
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، مل ، آج : از او .
( 2 ) . قم ، آج ، لب : ويران .
( 3 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب * ( وَأَقامُوا الصَّلاةَ ) * ، و نماز به پاى دارند .
( 4 ) . سورهء فرقان ( 25 ) ، آيهء 63 .