عن الرّعد ، ما را خبر ده از رعد تا چيست ؟ گفت : فريشتهاى است موكّل برابر ، تازيانهاى به دست ( 1 ) دارد كه ابر را به آن مىراند آن جا كه خداى ( 2 ) مىفرمايد . گفتند :
اين آواز چيست كه از او مىشنويم ؟ گفت : زجر اوست ابر را ( 3 ) تا آن جا رود كه او خواهد . گفتند : راست گفتى .
عطيّه گفت : « رعد » ، نام فريشتهاى است و اين صوت آواز اوست و تسبيح او ، و برق تازيانهء اوست كه به آن ابر ( 4 ) مىراند او را رعد خوانند و آواز او را رعد خوانند .
و ابو هريره گفت : چون رعد آمدى ، رسول - عليه السّلام - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفتى ( 5 ) :
سبحان من يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته ( 6 ) .
عكرمه گفت كه عبد اللَّه عبّاس چون رعد شنيدى ، گفتى : سبحان من سبّحت ( 7 ) له ، منزّه است آن خداى كه تو او را تسبيح مىكنى . و عبد اللَّه عبّاس گفت : هر كه او آواز رعد شنود ، بگويد : سبحان الَّذى يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته و هو على كلّ شىء قدير ، اگر او را صاعقهاى رسد ، ديت او بر من است .
گفتند : عبد اللَّه زبير چون آواز رعد شنيدى ، گفتى : سبحان من يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته ، و آنگاه گفتى : اين وعيدى است اهل زمين را سخت .
و سالم بن عبد اللَّه روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - چون آواز رعد شنيدى ، گفتى :
اللَّهمّ لا تقتلنا بغضبك و لا تهلكنا بعذابك و عافنا من بلائك .
قوله : * ( وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِه ) * ، و فريشتگان تسبيح كنند از ترس او . گفتند ( 8 ) : مراد فريشتگاناند كه موكّل ابراند و اعوان رعدند ، ايشان جمله خايف و خاضعاند و مطيع فرمان او را .
جويبر ( 9 ) روايت كرد ( 10 ) از ضحّاك ، از عبد اللَّه عبّاس كه گفت : « رعد » ، نام
هامش
( 1 ) . مل : بر دست .
( 2 ) . آو ، بم ، آز ، آج ، لب : چنان كه خداى .
( 3 ) . مل : برابر .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل را .
( 5 ) . آز : بخواندى .
( 6 ) . قسمت اخير سخن پيامبر ناظر است بر آيهء 13 سورهء رعد ( 13 ) .
( 7 ) . آز الرّعد .
( 8 ) . مل : گفت .
( 9 ) . قم : جبير ، آو ، بم ، آب ، آج : چونين جبير ، مل ، لب : جوهر ، آز : چون جبير .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كند .