تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
و دو نوع . قتيبى گفت : دو لون خواست : ترش و شيرين . حسن بصرى گفت : يعنى دولون از هر نبات كه خداى آفريد ، و زوج گفتند يكى باشد و دو باشد ، يقول العرب . عندى زوجان من الحمام ، مراد ايشان به اين ، نر و ماده باشد . و كلّ واحد من القرينين زوج لصاحبه و زوج المرأة بعلها و زوج الرّجل عرسه و زوج النّعل قرينته . * ( يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ ) * ، شب را در روز مىپوشاند ، يعنى شب به سر روز مىدرآرد ( 1 ) ، يعنى يكى را مىآرد و يكى مىبرد ، و مثله قوله : يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ ( 2 ) . . . ، آنگه بيان كرد كه در اين چيزها آياتى و علاماتى و ادلَّه‌اى ( 3 ) هست آنان را كه تفكّر كنند و انديشه كنند . * ( وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ ) * ، آنگه گفت : و در زمين پاره‌هايى هست متقارب متدانى بهرى به بهرى نزديك همسايهء يكديگر به شكل و صورت و مسافت به هم نزديكند ، و لكن در تفاضل ( 4 ) مختلفاند ، بهرى خوش است و بهرى شوره است و بهرى نبات روياند و بهرى نروياند ، * ( وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ ) * ، و بستانهايى هست از انگور ، و * ( زَرْعٌ ) * ، و كشتزار ، * ( وَنَخِيلٌ صِنْوانٌ ) * ، ابن كثير و اهل بصره و حفص خواندند : و زرع و نخيل صنوان و غير صنوان ، به رفع [ عطفا ] ( 5 ) على قوله : * ( قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ ) * ، و التّقدير : و فى الارض أيضا زرع و نخيل . و باقى قرّاء به جرّ خواندند عطفا على قوله : * ( مِنْ أَعْنابٍ ) * ، گفت : در زمين نيز درختان خرمااند ، * ( صِنْوانٌ وَغَيْرُ صِنْوانٍ ) * ، از يك بنه ( 6 ) بر آمده و بعضى دگر نه از آن اصل [ 42 - پ ] * ( يُسْقى ) * ( 7 ) * ( بِماءٍ واحِدٍ ) * ، همه را به يك آب ( 8 ) ، آب مىدهند . * ( وَنُفَضِّلُ بَعْضَها ) * ، آنگه گفت : بهرى را بر بهرى در ميوه تفضيل مىدهيم . و حق تعالى ما را در اين آيت وجه استدلال باز آموخت ( 9 ) بر ملحدان و دهريان و طبايعيان و هر كه او اثبات صانعى حكيم نكند . گفت : اگر چنانستى كه از زمين بودى يا از آب يا از هوا ، بايستى تا چون آب و هوا و زمين هر سه يكى بودى ،
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : پس روز مىدارد . ( 2 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 5 . ( 3 ) . آج ، لب : دلالاتى . ( 4 ) . قم ، آب ، مل ، آز ، لب : تفاصيل . ( 5 ) . با توجه به اتّفاق نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آب ، آز : تنه . ( 7 ) . اساس : تسقى ، با توجه به قرآن مجيد و اتفاق نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . مل : به يك بار . ( 9 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : بياموخت .