تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كه عمادى كه هفت آسمان را بدارد به كثافت در خور آن باشد و محال باشد كه آن باشد ( 1 ) و نبينند . پس نفى رؤيت ، نفى عماد است ، و مثله قول الشّاعر :
على لا حب لا يهتد [ ى ] ( 2 ) بمناره
اى ، لا منار هناك فيهتدى به ، پس نفى اهتداء به عبارت كرد از نفى منار ، چه اگر منارى بودى آن جا اهتدا كردندى به او ، و قوله :
مثل الزّجاجة لم تكحل من ( 3 ) الرّمد
اى لا رمد بها فتكحل ( 4 ) لاجله ، مراد به نفى كحل ، نفى رمد است ، چه اگر رمد بودى ، كحل بايستى . و اين را نظاير بسيار است و كلام در اين معنى برفته است . * ( ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ) * ، اى استولى ( 5 ) عليه و اقتدر و لم يعجزه خلقه و لا ضبطه ( 6 ) ، و كلام در اين برفت . * ( وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ) * ، و آفتاب و ماه را مسخّر بكرد و مذلَّل تا به فرمان و ارادت او مىروند ، چنان كه او خواهد . * ( كُلٌّ يَجْرِي ) * ، هر يكى از ايشان مىروند به وقتى مسمّى ، معيّن . در او دو قول گفتند : يكى آن كه به برجى ( 7 ) و منازلى معيّن مسمّى مىرود ، آفتاب به يك سال اين دوازده برج ببرد ، و ماه به يك ماه ، و هر يكى هر روز به مطلعى ( 8 ) دگر بر آيند و به مغربى دگر فرو شوند . و قولى دگر آن است كه ، تا به وقتى مسمّى يعنى ، تا به روز قيامت كه آفتاب منكسف شود و ماه منخسف و ستارگان منكدر . * ( يُدَبِّرُ الأَمْرَ ) * ، كار جهان را تدبير مىكند به خلق و موت و ارزاق و آجال ، گروهى را از كتم عدم به وجود مىآرد و گروهى را از اصلاب آبا به ارحام امّهات مىرساند و گروهى را از شكم مادران به پشت زمين مىكرد و گروهى را از پشت زمين به شكم زمين ( 9 ) مىبرد به تدبير و تقدير بر وفق حكمت و صلاح . * ( يُفَصِّلُ ) * ( 10 ) * ( الآياتِ ) * ، آيات و علامات و دلالات را تفصيل مىدهد و شرح و بيان مىكند و لبس
هامش
( 1 ) . قم ، آب ، مل ، آز : محال است كه آن باشد ، آو ، بم ، آج ، لب : محال است كه باشد . ( 2 ) . به قرينهء قم و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . مل : عن . ( 4 ) . آو ، بم ، آب ، مل ، آز ، آج : فيكحل . ( 5 ) . مل : استوى . ( 6 ) . اساس : خبطه ، با توجه به اتّفاق نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بر وجى . ( 8 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : از مطلعى . ( 9 ) . قم : خاك . ( 10 ) . اساس ، قم ، آج ، لب : نفضل ، كه با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .