تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
در اصل يكى ( 1 ) گل بود ، خداى تعالى بگسترد آن را و آن را پاره‌هاى متجاور ساخت متقارب ، پس ( 2 ) باران بر او بارانيد ، بهرى نبات رويانيد و بهرى نرويانيد ، اگر آب باران بهرى خوش بودى و بهرى شور ( 3 ) ، گفتندى : اين اختلاف زمين در انبات نبات از آب آمد همچونين ( 4 ) دلهاى بنى آدم ، حق تعالى ما را از يك پدر آفريد و يك مادر ، آنگه از آسمان بر ايشان كتاب فرستاد و با ايشان الطاف كرد ، بعضى را دل رقيق شد ايمان آوردند و بهرى ( 5 ) را دل قاسى بود بر كفر اصرار كردند ، آنگه گفت : و اللَّه كه هيچ كس نباشد كه جليس و همنشين او قرآن باشد و الَّا چون برخيزد با زيادتى برخيزد يا با ( 6 ) نقصانى . قال اللَّه تعالى : وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ، وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً ( 7 ) . ابو عبيده گفت : « صنوان » ، درختانى باشد كه از يك اصل برآيد ( 8 ) ، واحد او « صنو » باشد ، و مثله : قنو و قنوان ، و از اين جا برادر مرد را « صنوه » گويند و عمّش را صنو ابيه ، براى آن كه با او از يك اصل زاده و رسته باشد ، و منه ( 9 ) قول الشّاعر :
الا ابلغا خلَّتى راشدا و صنوى قديما اذا ما اتّصل ( 10 )
و ميان تثنيه و جمع اين لفظ آن باشد كه « نون » او در حال تثنيه مكسور باشد بى تنوين ، و در حال جمع منوّن باشد بر اعراب خود ، يقال : هذا صنو و هما صنوان و هذه صنوان ، و رأيت صنوانا و مررت بصنوان [ 43 - ر ] * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ) * ، در اين جمله كه بر شمرد ، آياتى و دلالاتى و علاماتى هست آنان را كه عاقل باشند و عقل كار بندند در نظر و تفكّر . قوله : * ( وَإِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ ) * ، آنگه حق تعالى خطاب كرد با رسولش و گفت : يا محمّد ! اگر تو را عجب مىآيد از اين كافران كه با اين همه ادلَّه و براهين و حجج و آيات و علامات كفر مىآرند و بر كفر اصرار مىكنند و چيزهايى مىپرستند از
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : يك . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل از آن . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل و ناخوش . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بعضى . ( 6 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج : بى . ( 7 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 82 . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : برآيند . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : مثله . ( 10 ) . كذا در اساس و همهء نسخه بدلها : لسان العرب : ما تصل .