و اشكال از او مىبردارد [ 42 - ر ] و اين همه ( 1 ) براى چه ، * ( لَعَلَّكُمْ ) * ، تا همانا باشد كه شما به ايمان نزديك شوى و ايمان آرى ، و « لعلّ » براى آن گفت كه اين دلالات موجب نيست براى آن كه علم عند او ( 2 ) موقوف است بر نظر ، و نظر از فعل تو است ، و فعل تو موقوف بر قصد و داعى ( 3 ) تو باشد ، بود كه كنى و باشد كه نكنى . و مراد به « لقاء » اين جا ثواب است ، براى آن كه لعلّ ترجّى را باشد ، و رجاء ، در ثواب و منافع شود ، و اگر حمل كنند « لقاء » را على لقاء الجزاء ، شامل باشد ثواب و عقاب را .
و مراد به يقين ، تحقيق است ، يعنى بدانى بر وجهى كه از شك دور تر باشد ( 4 ) و از اين كار يقين را در نقيض شك نهند ( 5 ) .
قوله : * ( وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ ) * ، او آن خداست كه بكشيد زمين را ، يعنى بگسترد و بسط كرد ، و حق تعالى در بدايت خلق زمين ( 6 ) بيافريد بر جاى كعبه ، و آنگه بفرمود تا جمله زمين از زير كعبه بيرون آوردند چنان كه جامه نوشته ، لا از زير لا ( 7 ) بيرون آرند ، فهذا معنى قوله : * ( مَدَّ الأَرْضَ . ) * آنگه زمين بر متن آب بود به مانند آن كه كشتى باشد بر سر آب ، مىجنبيد و آرام نمىگرفت ، حق تعالى كوهها را بيافريد و به مثقّله زمين كرد و به مثابت سنگهاى گران كه بر كنارهاى ( 8 ) بساط بنهند تا باد در ننوردد آن را ، يا به منزلت ميخ كه آن را بدوزد به زمين ( 9 ) . و قوله : * ( رَواسِيَ ) * ، اى ثوابت ، من قوله :
وَ الْجِبالَ أَرْساها ( 10 ) ، اى أثبتها ، يقال : رسا اذا ثبت ، و ارساه اللَّه ، اى أثبته . رواسى جمع راسيه باشد ، اى ثابته ، صفت موصوفى محذوف است ، اى جبالا رواسى . و * ( فِيها ) * ، اى فى الارض . * ( وَأَنْهاراً ) * ، اى و جعل فيها انهارا . و همچونين در زمين جويها ساخت از آب روان ، جمع نهر ، و اشتقاق او از فراخى باشد ، و منه النّهار لاتّساع الضّوء فيه ، يقال : انهر الفتق اى وسّعه و استنهر ، اى اتّسع . * ( وَمِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ ) * ، اى و جعل ، بمعنى خلق ، بيافريد از هر نوعى از ميوهها ، * ( زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ ) * ، دو جفت ، يعنى دو صنف
هامش
( 1 ) . آج ، لب از .
( 2 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : عند آن .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم و مل : دواعى .
( 4 ) . آو ، بم ، آب ، آج : دور باشد .
( 5 ) . قم : آرند .
( 6 ) . قم را .
( 7 ) . آو ، بم ، آج ، لب : تو از زير تو .
( 8 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : كناره .
( 9 ) . قم ، آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : بر زمين .
( 10 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 32 .