ابتداى ( 1 ) محذوف ، و التّقدير : ذلك الحقّ ، او هو الحقّ . و فرّاء گفت : روا بود كه گويى محلّ او جرّ است على صفة الكتاب و اگر چه « واو » در اوست ، چنان كه گوى : اخذت هذا الحديث عن ابى الحسن و ابى تراب ، و امير المؤمنين ، و مراد علىّ بن ابى طالب باشد ، و مثله قول الشّاعر :
الى الملك القرم و ابن الهمام
و ليث الكتيبة فى المزدحم
و اين عطف الشّىء على نفسه نباشد ، بل اختلاف صفات را جارى مجراى اختلاف موصوفان كرد ، و اين وجه ( 2 ) ضعيف است ، و وجه اوّل درست ( 3 ) است و ظاهر بر آن دليل مىكند ، * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ ) * ، آنگه گفت : با آن كه حقّ است و درست است ، بيشترين مردمان آن را تصديق نمىكنند و باور نمىدارند . [ مقاتل گفت : آيت در مشركان مكّه آمد ، چون گفتند : محمّد اين قرآن از بر خود مىگويد ] ( 4 ) و * ( آياتُ الْكِتابِ ) * ، چنان است كه گفتيم : مسجد الجامع و يوم الخميس . و كتاب ، صحيفهاى باشد كه در او چيزى نوشته بود . و مصدر « كتبت » باشد و « انزال » ، نقل باشد من علو الى سفل .
* ( اللَّه الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ ) * ، او آن خداست كه اين هفت آسمان معلَّق در هوا بداشت بى عمادى كه از زير او هست يا علاقهاى كه از بالاى او هست .
گفتند : اين آيت از جملهء صد و هشتاد آيت است كه به جواب مشركان كرد خداى تعالى ، چون گفتند رسول را كه خداى تو چه كرد و چه صنع ( 5 ) است او را ؟
عمد گفتند ، جمع عمود باشد ، مثل : اديم و ادم ، و عمد همچونين ( 6 ) جمع اوست ، كرسول [ و رسل ] ( 7 ) و گفتند : عمد ، جمع عماد باشد ، [ 41 - پ ] كاهاب و اهب ، قال النّابغة ( 8 ) :
و خيّس الجنّ ( 9 ) انّى قد اذنت لهم
يبنون ( 10 ) تدمر بالصّفّاح و العمد
هامش
( 1 ) . قم ، آب : به خبر مبتداى .
( 2 ) . اساس : دو وجه ، كه با توجّه به اتّفاق نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز ، قم و آو ، درستتر .
( 4 ) . اساس ، ندارد ، از قم ، آورده شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : فعل .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز لب : همچنين .
( 7 ) . از قم ، افزوده شد .
( 8 ) . آب شعر .
( 9 ) . آب ، بم ، آج : جيش الحق .
( 10 ) . آب ، آز : تبنون .