تعبير او را بود . و ممكن باشد كه از اين جواب ( 1 ) گويند كه : ايشان تعبير نكردند ، ايشان دفع تعبير كردند ( 2 ) كه تعبير ندانستند . گفتند : اين نه خوابى است كه آن را تعبير كنند . پس از اين در ( 3 ) كلام حذفى هست و اختصارى ، و تقدير آن است كه : فرجع الَّذى نجا منهما الى الملك و اخبره بما قال يوسف .
* ( وَقالَ ) * ( 4 ) * ( الْمَلِكُ ائْتُونِي بِه ) * ، چون ( 5 ) مرد باز آمد و ملك را خبر داد به آنچه يوسف عليه السّلام - گفته بود ، گفت : اين حديث به پيغام راست نيايد او را بر من آرى . اين جا حذفى دگر هست و تقدير آن كه : فلمّا جاءه الرّسول و قال له اجب ( 6 ) الملك ، قال :
ارجع الى ربّك ، رسول بيامد و گفت : ملك تو را مىخواند اجابت كن تا تعبير اين خواب چنان كه با من بگفتى با او بگويى . گفت : برو باز پس شو و ملك را بگو ( 7 ) تا آن زنان را حاضر كند و بپرسد تا چرا دست ببريدند ( 8 ) . و اين ( 9 ) براى آن كرد تا ملك را و جز او را روشن شود كه او را بىگناه باز داشتهاند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : اگر يوسف - عليه السّلام - چون ملك او را بخواند ( 10 ) بيرون آمدى ( 11 ) و استكشاف نكردى ، ملك هر گه كه ( 12 ) او را ديدى با خويشتن گفتى : اين آن مرد است كه با زن عزيز خيانت كرد .
و رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت : عجب مىدارم از يوسف و كرم او و صبر او . و الله يغفر له ، و خداى بيامرزد او را ، آنگه كه رسول آمد و او را پرسيد كه :
تأويل خواب ملك چيست ، بگفت و امتناع نكرد . و اگر به جاى او من بودمى ( 13 ) ، گفتمى : تا مرا از زندان ( 14 ) برون نيارى نگويم . و عجب ديگر از صبر او ! چون رسول باز
هامش
( 1 ) . قم ، بم ، آج : خواب .
( 2 ) . مل : دفع كردند .
( 3 ) . مل اين .
( 4 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : فقال ، با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 5 ) . مل : چو .
( 6 ) . آو ، بم : آج : و قال اجب .
( 7 ) . قم : بگوى .
( 8 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : بريدند .
( 9 ) . آو ، بم ، آز : آن .
( 10 ) . مل : بخواندى .
( 11 ) . آو ، بم : برون آمدى .
( 12 ) . مل : هر گاه كه ملك .
( 13 ) . آب ، آز ، آج ، لب : بودى .
( 14 ) . آو ، بم : آب ، آز ، آج ، لب : تا از زندانم .