قوله تعالى : * ( وَقالَ الْمَلِكُ ) * ( 1 ) ، گفت ريّان بن وليد ، يعنى ملك مصر كه من در خواب ديدمى ( 2 ) هفت گاو فربه كه ايشان را هفت گاو لاغر مىخوردندى ( 3 ) و هفت خوشهء گندم سبز و هفت ( 4 ) ديگر خشك كه اين خشك آن تر را بخوردى و نيست كردى . فتوى كنى ( 5 ) مرا در خواب من ، اگر شما تعبير خواب مىدانى ( 6 ) . * ( إِنِّي أَرى ) * ، من الرّؤيا . * ( سَبْعَ بَقَراتٍ ) * ، براى آن « سبع » گفت بى « ها » كه معدود مؤنّث است و بقرات جمع بقره باشد ، جمع سلامت ، و اصل او از « بقر » باشد و آن شقّ بود .
سمان ، جمع سمين باشد و فعال در جمع فعيل به معنى فاعل ( 7 ) قياسى مطَّرد باشد ، نحو : طويل و طوال ، و قصير و قصار ، و عريض و عراض ، و كريم و كرام . * ( يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ ) * ، جمع عجيف . * ( وَسَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ ) * ، « واو » عطف است على « ارى » ، اى و ارى سبع سنبلات خضر ، جمع سنبله خضراء ، و فعل ( 8 ) فى جمع افعل صفة و فعلاء للمؤنّث قياسى است مطَّرد نحو : احمر و حمراء و حمر ، و أصفر و صفراء و صفر . * ( وَأُخَرَ ) * ، اى سبع سنبلات اخر ، جمع اخر و اخرى ، و او لا ينصرف است و علَّت منع صرف او صفت است و عدل چه او صفت سنبلات محذوف است ، و معدول است از اخريات .
آنگه ايشان را گفت : * ( يا أَيُّهَا الْمَلأُ ) * ، اى جماعت معروفان ! * ( أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ ) * ، فتوى كنى مرا در خواب من ، اگر شما تعبير خواب مىكنى .
* ( قالُوا ) * ، ايشان گفتند : * ( أَضْغاثُ أَحْلامٍ ) * ، جمع ضغث ، و ضغث دستهء گندم ( 9 ) باشد و
هامش
( 1 ) . قم ايتونى به ، چون مدت محنت يوسف - عليه السّلام - به سر آمد و از ره فرح بر سبيل بشارت خبر آمد ، حق تعالى سبب ساخت تا ملك ديد كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را بخوردندى و هفت خوشهء سبز ديدى كه هفت خوشهء خشك گرد آن درآمدى و آن را نيست كردى ، او از خواب در آمد ترسيده و مذعور كس فرستاد و سحره و كهنه و قيافان را بخواند و خواب بر ايشان عرضه كرد ، پس گفت ، يعنى ملك مصر .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ديدم .
( 3 ) . قم ، آب : بخوردى ، آو ، بم ، آز ، آج ، لب : مىخوردى .
( 4 ) . قم : كه هفت خوشه .
( 5 ) . آب ، آز ، آج ، لب : كنيد .
( 6 ) . قم قوله .
( 7 ) . قم بود .
( 8 ) . آج ، لب : فعيل .
( 9 ) . بم : جمع ضغث دستهء گندم .