كه ايشان در زندان ( 1 ) بتان داشتند ( 2 ) و آن را مىپرستيدند [ 18 - ر ] و سجده مىكردند ، و براى آن پراگنده گفت كه در شكل و صفت ( 3 ) متفاوت بودند از كوچك و بزرگ و ميانه از هر نوعى ساخته ، و گفتند : معبودان مختلف را خواست از اصنام و آتش و آفتاب و نجوم و جز آن ، و آنان كه چنين باشند مقهور و مغلوب باشند و خداى تعالى يكى است بى همتا و ( 4 ) انباز ، و بى مثل و مانند و قاهر و غالب است و قادر بر هر چه خواهد .
آنگه تنبيه كرد ايشان را بر آنچه مىكردند از فساد راى ( 5 ) ، چون انديشه كنى ( 6 ) شما بدون ( 7 ) خداى نمىپرستى إلَّا نامهايى كه بر نهادهاى شما و پدران شما ، يعنى شما اين اصنام را آلهه ( 8 ) مىخوانى . و « إله » آن باشد كه مستحقّ عبادت بود و تا اصول نعم نكند مستحقّ عبادت نشود و تا قادر نبود بر آن نتواند كردن ( 9 ) و از او صحيح نبود ، و تا حىّ نباشد ( 10 ) محال است كه قادر بود ( 11 ) ، چون اينان جمادند اجراى نام « إله » بر اينان ( 12 ) جز نام بىمعنى نباشد . و اين دليل است بر آن كه اسم مسمّى نباشد . چه ( 13 ) اگر اسم مسمّى بودى به نام إله كه بر ايشان نهادند ( 14 ) ايشان إله بودندى و عبادت ايشان واجب بودى و ايشان به صفت إله بودندى ، و اين محال است . آنچه ادا كند به اين هم باطل باشد .
اگر گويند : چگونه گفت كه شما نام مىپرستى ( 15 ) و ايشان مسمّى مىپرستيدند از اصنام و اوثان ؟ گوييم : غرض إلهيّت ( 16 ) است يعنى چيزى مىپرستى ( 17 ) كه بر او از الهيّت و استحقاق عبادت جز نام بى معنى نيست و آن نامها ( 18 ) كه شما و پدران شما بر
هامش
( 1 ) . مل : و فرزندان .
( 2 ) . آز : در زندان داشتند .
( 3 ) . آج ، لب : صورت .
( 4 ) . قم بى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز لب گفت .
( 6 ) . اساس : كه ، با توجّه به قم تصحيح شد .
( 7 ) . آز : بدان .
( 8 ) . قم ، بم ، مل : إله .
( 9 ) . بم : نتواند كردند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز مل : نبود .
( 11 ) . آج : تا حىّ نبود قادر نبود .
( 12 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : نام إله بر ايشان اجرا كردن .
( 13 ) . آو ، بم ، آج ، لب : چرا .
( 14 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : نهادندى .
( 15 ) . قم ، پرستى ، آب ، آز ، آج ، لب : نام پرستى .
( 16 ) . آو ، بم ، آلهه .
( 17 ) . آز : مىپرسيد .
( 18 ) . قم ، آب ، لب : نامهاى ، آز : نامى ، آج ، نامهايى .