گفت :
انّ الرّويا على رجل طائر ما لم يعبّر ( 1 ) فاذا عبّرت وقعت و إنّ ( 2 ) الرّؤيا جزء من ستّة و أربعين ( 3 ) جزءا من النبوّة فلا تقصّها إلَّا على ذى رأى
، گفت : خواب بر پاى مرغ ( 4 ) پرنده باشد تا تعبير نكرده باشند ، چون تعبير بكنند بيوفتد ( 5 ) . و خواب جزوى است از چهل و شش جزء از پيغامبرى ، خوابى كه بينى جز با خداوند راى مگو .
انس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
الرّؤيا لأوّل عابر
، خواب اوّل تعبير كننده ( 6 ) راست ، براى اين سبب يوسف - عليه السّلام - تعلَّل كرد و از تعبير كردن ( 7 ) عدول كرد و براى آن آغاز ( 8 ) حكايت علم خود كرد تا ايهام نيفگند ( 9 ) كه او تعبير آن خوابها نمىداند . گفت وقت مرا ( 10 ) اين تعبير ناگفتنى است و شما را نبايد ( 11 ) كه وهم آيد كه من به تأويل اين ( 12 ) خواب عالم نيم ( 13 ) كه هيچ طعام به شما نيارند .
خلاف كردند ( 14 ) در آن كه در خواب خواست يا در بيدارى :
محمّد بن اسحاق گفت : مراد آن است كه هيچ طعامى به شما نيارند در خواب براى آن كه او علم تعبير مىگفت . و بيشتر مفسّران بر آنند كه در بيدارى خواست و غرض او آن بود تا ( 15 ) بنمايد كه او احوال ايشان و علم غيب در باب طعام و شراب ايشان در بيدارى داند ، بإعلام اللَّه تعالى .
ابن جريج گفت : عادت آن ملك آن بود كه كسى را ( 16 ) از زندانيان ( 17 ) بخواستى كشتن ، طعامى مخصوص فرستادى او را تا بخوردى ، آنگه او را بفرمودى كشتن . و ابو على گفت : سبب اين گفتار آن بود تا نبوّت خود و علم خود و معجز ( 18 ) و دلالت
هامش
( 1 ) . آز : لم تعبر .
( 2 ) . قم : فانّ .
( 3 ) . آب ، آز : من سبعين .
( 4 ) . قم : برنا مرغى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بيفتد ، قم : ندارد .
( 6 ) . آو ، بم : كنند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : گفتن .
( 8 ) . مل : براى آغاز آن .
( 9 ) . بم ، مل ، آب ، آز ، آج ، لب : بيفگند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : وقت را .
( 11 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : مبادا ، قم ، مل : نبادا .
( 12 ) . آو ، بم ، آب ، آز ، آج ، لب : آن .
( 13 ) . آو ، بم ، مل ، آب ، آز ، آج ، لب : نه ام .
( 14 ) . قم : كردهاند .
( 15 ) . آو ، بم ، آب ، آج ، لب : كه .
( 16 ) . مل ، آب ، آز كه .
( 17 ) . قم كه .
( 18 ) . همهء نسخه بدلها بجز آج : علم معجز .