از فعل ما نيست به دلالت آن كه موقوف بر اختيار ما نيست ، عند قصد و دواعى ( 1 ) ما حاصل نيايد و عند كراهت و صوارف ( 2 ) ما منتفى ( 3 ) نشود ، و چون چنين بود ( 4 ) تكليف متناول نبود آن را ، و انّما نهى از اسباب خنده باشد از لهو و بطر و مانند آن . و قوله : * ( جَزاءً ) * دليل آن مىكند كه * ( وَلْيَبْكُوا ) * ( 5 ) ، امرى است به معنى خبر ، چه اگر نه چنين باشد ، « جزا » در اين جا ( 6 ) معنى ندهد ، يعنى بگريند ( 7 ) عند معاينهء عذاب ( 8 ) بر گناهانى كه كسب كرده باشند .
قتاده روايت كرد از انس مالك ، كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله ( 9 ) - گفت : لو تعلمون ما اعلم لضحكتم قليلا و لبكيتم ( 10 ) كثيرا ، گفت ( 11 ) : اگر آنچه من مىدانم شما دانستمى ( 12 ) اندك خنديدى و بسيار گريستى .
قوله : * ( فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّه إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ ) * ، رجع ، هم لازم باشد و هم متعدّى مصدر لازم رجوع باشد ، و مصدر متعدّى رجع باشد ( 13 ) ، يقال : رجعته فرجع . گفت : اگر چنان كه خداى تعالى تو را با نزديك گروهى از ايشان برد ، و طائفه ، جماعتى باشند كه : يطوفون فى الامور ، آنگه عام شد تا نشستگان را نيز طايفه خواندند 1 » . آنگه ايشان از تو دستورى خواهند تا با تو به جهاد بيرون ( 15 ) آيند . ايشان را تمكين مكن ، بگو كه : شما هرگز با من نروى و با من نيايى و هرگز با من جهاد نكنى با دشمنى ، از دو وجه :
يكى آن كه ، از شما اين نيايد كه شما منافقى و اعتقاد وجوب جهاد ندارى . و دگر آن كه ، چون من از شما اين دانم ، شما را تمكين نكنم از اين معنى ، چون چنين باشد تا شما باشى با من برون نيايى و جهاد نكنى با هيچ دشمن ، چرا ( 16 ) : * ( إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ ) *
هامش
( 1 ) . اساس داعى به قياس نسخهء آو ، و اتفاق نسخهها تصحيح شد .
( 2 ) . آو ، بم ، آج ، لب : عند صوارف و كراهت .
( 3 ) . مل : منتهى .
( 4 ) . آج ، لب : باشد .
( 5 ) . اساس : فليبكوا با توجه به قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 6 ) . آو ، بم ، آج ، لب : آن جا .
( 7 ) . اساس : نگويند به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 8 ) . آو ، بم ، آج ، لب و .
( 9 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، مل : عليه السلام .
( 10 ) . آو ، بم : ليبكو .
( 11 ) . آو ، بم ، آج ، مل : ندارد .
( 12 ) . آو ، آج ، بم ، لب : دانستى مل : دانستتانيد .
( 13 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، مل : ندارد .
( 14 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، مل ، مج : خوانند .
( 15 ) . آو ، بم ، آج ، لب : برون .
( 16 ) . مل قوله تعالى .