* ( رَسُولِه ) * براى آن كه اينان به خداى و پيغامبر كافرند ، و خداى تعالى هدايت نكند به ره بهشت فاسقان و منافقان و كافران را .
قوله : * ( فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّه ) * ، حق تعالى در اين آيت ذكر آنان كرد كه ايشان در غزات تبوك از رسول - عليه السّلام - باز پس استادند ، گفت : آن مخلَّفان ، باز پس گذاشتگان ( 1 ) ، شادمانهاند به خلاف و مخالفت رسول و اين قول قطرب و مؤرّج است ، و نصب او بر مفعول له باشد ، ابو عبيده گفت : بعد رسول اللَّه و انشد قول الشّاعر :
عقب الرّبيع ( 2 ) خلافهم فكانّما
بسط الشّواطب بينهنّ حصيرا
اى ، بعدهم . و دليل اين قول قراءت عمر بن ميمون است در شاذّ « خلف » ، و نصب او بر ظرف است . * ( وَكَرِهُوا ) * و نخواستند كه جهاد كنند به مال و جانشان در سبيل خداى تعالى . و گفتند يكديگر را كه : در گرماى گرم بيرون مشوى ، و غزاى تبوك در فصل تابستان بود و گرماى عظيم بود ، ايشان به گرما تعلَّل كردند ، خداى تعالى گفت : بگو كه آتش دوزخ گرمتر است اگر با اين صبر نمىدارى ، با آن چگونه دارى اگر در خود دانى .
آنگه گفت : بگو اين منافقان را كه ، اندك خندى كه بسيار خواهى گريستن در قيامت . و لفظ ، لفظ امر غايب است و مراد نهى ، يعنى مخندى و اگر ( 3 ) جاى تعجّب و خنده باشد هم اندك خندى ، و قوله : * ( وَلْيَبْكُوا ) * ( 4 ) ، [ 100 - پ ] لفظ امر است و مراد خبر است از آينده ، و المعنى : فسيبكون ( 5 ) كثيرا . * ( جَزاءً ) * ، و نصب او بر مفعولله است ، يعنى بسيار خواهى گريستن چون عقاب خداى بينى و از آن سبب بگريى بسيار . و خنده ، تفتّحى باشد كه در روى و دهن پديد آيد عند آن كه عجبي ( 6 ) بيند يا شنود يا فرحى . و گريه ، تشنّجى باشد كه در روى پيدا شود عند غمى با جريان آب ( 7 ) چشم ، و
هامش
( 1 ) . مل : باز پس گشتگان .
( 2 ) . آو ، بم : عفت الدّيار .
( 3 ) . مل چه .
( 4 ) . اساس : فليبكوا به قياس با قرآن مجيد و نسخهء مل ، تصحيح شد .
( 5 ) . آو ، آج ، بم : سيكون مل ، لب : فستكون .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب : تعجّبى .
( 7 ) . مل از .