خداى و پيغامبر كافراند . * ( وَماتُوا وَهُمْ فاسِقُونَ ) * و آنگه كه مردهاند ، بر فسق مردهاند ، يعنى كفر ، و در آيت دليل است بر بطلان قول آنان كه گفتند كه : ايمان ، اقرار به زبان و عمل به اركان [ باشد ] ( 1 ) ، چه اگر چنين بودى منافقان را دو ثلث ايمان بودى ، خداى تعالى نگفتى : * ( إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّه وَرَسُولِه ) * ، با آن كه بنزديك ايشان ، ايمان زيادت و نقصان پذيرد .
قوله : * ( وَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَأَوْلادُهُمْ ) * - الايه . تفسير مثل اين آيت برفت ، وجهى ندارد اعادت كردن ، امّا وجه حسن تكرار ابو على گفت : ممتنع نباشد كه ( 2 ) اين دو آيت براى دو گروه از منافقان آمده باشد در دو وقت ، و چون آيت وارد است مورد مذمّت نفاق و اهلش ، و وعظ مؤمنان و تحذير ايشان از آن كه چشم دارند به مال و فرزندان ، و غبطت كنند بر آن منافقان را ، و معلوم است كه آنچه چنين باشد از وعظ و تحذير و تذكير ، تكرار در او نيكو باشد .
* ( وَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ ) * ، حق تعالى گفت : چون سورتى فرو فرستد ( 3 ) و در آن جا امر باشد به ايمان و ثبات بر ايمان ، و امر باشد به جهاد كافران ، آنان كه توانگران و خداوندان طول و استطاعت و مال باشند دستورى خواهند از تو و گويند : ما را رها كن تا با نشستگان باشيم با آنان كه اهل جهاد نباشند از زنان و كودكان و بيماران و پيران .
* ( رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ ) * ، گفت : راضى شدهاند به آن كه با خوالف باشند ، و خوالف گفتند : زنان و كودكان و پيران و بيماران و خداوند عاهت باشند كه به آن معذور باشند در تخلَّف از جهاد . و خوالف ، جمع خالفه باشد بر قياس ، و جمع خالف على غير قياس في حروف شاذّة غير مقيسة ، نحو : هالك و هوالك ، و فارس و فوارس ، و غارب لا على الموج و غوارب [ 101 - پ ] ، * ( وَطُبِعَ ) * ( 4 ) * ( عَلى قُلُوبِهِمْ ) * و مهر نهاد خداى بر دلهاى ايشان . و فايدهء او دو معنى باشد ، يكى آن كه : مهر ، علامتى بود بر دلهاى ايشان كه فريشتگان به آن بدانند و فرق كنند ميان مؤمن و منافق تا براى اين استغفار كنند و بر آن لعنت كنند . و نيز روايت ديگر آن كه : فريشتگان را در آن لطفى باشد و اعتبارى ، و آن علامت مانع نبود از ايمان چنان كه مهر بر در خانه مانع نبود ز دخول و لكن علامتى باشد ، الا ترى قوله : بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . آو ، آج ، لب اگر .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : فرو فرستند .
( 4 ) . اساس و همهء نسخه بدلها اللَّه به قياس با قرآن مجيد و نظر بر مورد آيت ، تصحيح شد .