تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
نرسند . عبد اللَّه عبّاس گفت : مردى بود از قريش كه همّت كرد كه رسول را بكشد ، نام او ابو الاسود ، آنگه گفت : * ( وَما نَقَمُوا ) * ، چه انكار كردند بر خداى و رسول الا آن كه خداى تعالى ايشان را مستغنى كرد از فضل و كرمش . و سبب اين ، آن بود كه : مولاى از آن جلاس را بكشتند ، اعنى ، پسر عمّى را . رسول - عليه السّلام - ديت او از قاتل بستد دوازده هزار درم ، و به جلاس داد تا او توانگر شد پس از آن كه درويش بود . كلبى گفت ايشان پيش از آن كه رسول - عليه السّلام - به مدينه آمد ، در سختى و جهد و رنج و درويشى بودند . خداى تعالى : ايشان را به غنايم و انفال غنى كرد ، و اين از مثل مشهور است كه گفت ( 1 ) : اتّق شرّ من احسنت اليه از شرّ آن كس بترس كه با او احسان كرده باشى . آنگه حق تعالى گفت : * ( فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ ) * اگر توبه كنند ايشان را به باشد كه در دنيا از اين مذلَّت و عار و سمت زشت برهند [ 97 - ر ] و در قيامت از عذاب دوزخ . * ( وَإِنْ يَتَوَلَّوْا ) * ، و اگر برگردند و اعراض كنند از ايمان ، خداى تعالى عذاب كند ايشان را در دنيا به قتل و خزى ، و در آخرت به دوزخ ، و ايشان را در زمين يارى و ياورى نباشد كه ايشان را حمايت كند . قوله : * ( وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّه ) * - الايه . ابو امامة الباهلىّ گفت : سبب نزول اين آيت آن بود كه ، ثعلبة بن حاطب الانصارى بيامد و رسول را - عليه السّلام - گفت : يا رسول اللَّه ! خداى را دعا كن تا مرا مالى دهد . رسول - عليه السّلام - گفت : ويحك يا ثعلبة ! برو قناعت ( 2 ) كن به اين كه دارى ، كه اندكى را كه شكرش كنند به باشد از بسيارى كه آن را شكر نكنند . روزى چند برفت ، باز آمد ، دگر باره گفت : يا رسول اللَّه ! از خداى بخواه ( 3 ) تا مرا مالى بدهد ، [ رسول - عليه السّلام - گفت : تو را به من اقتدا نيست كه اگر من بخواهم ، به عزّ عزّ خداى كه كوههاى زمين زر و سيم شود براى من برفت ، پس از آن باز آمد ، گفت : يا رسول اللَّه ! از خداى تعالى بخواه تا مرا مالى بدهد ] ( 4 ) كه من حقّ خداى از او بدهم و حقها بگزارم و به او صلهء رحم كنم . رسول - عليه السّلام - گفت : بار خدايا ! ثعلبه را مالى بده ، و ثعلبه گوسپندى چند داشت ، خداى تعالى زيادت در او نهاد تا چنان كه مورچه فزايد آن مىفزود ( 5 ) ، چون
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گفتند . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب : برو و قناعت . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : در خواه . ( 4 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 5 ) . مل : گوسفند او مىفزود .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 299 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي