راست گفتم و او دروغ گفت . آنگه دست برداشت و گفت : اللَّهمّ انزل على نبيّك الصّادق الصدق منّا ، رسول - عليه السّلام - و مؤمنان گفتند : آمين . در حال جبريل آمد و اين آيت آورد : * ( يَحْلِفُونَ بِاللَّه ما قالُوا وَلَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ ) * . رسول - عليه السّلام - اين آيت بر جلاس خواند . چون به ذكر توبه رسيد كه : * ( فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ ) * جلاس گفت : يا رسول اللَّه ! خداى تعالى در اين آيت توبه بر من عرض كرد ، عامر راست گفت و من دروغ گفتم ، و توبه كرد ( 1 ) و اسلام آورد ( 2 ) ، و حسن اسلامه و توبته .
قتاده گفت ، سبب نزول آيت آن بود كه : دو مرد با يكديگر خصومت كردند ، يكى غفارى و يكى جهينى ( 3 ) ، و جهينى ( 4 ) از حلفاى انصار بود ، غفارى بر جهينى ( 5 ) غلبه كرد . عبد اللَّه بن ابىّ گفت : انصرو اخاكم فو اللَّه ما مثلنا و مثل محمّد الَّا كما يقال : سمّن كلبك يأكلك سگت را فربه كن تا تو را بخورد . آنگه گفت : لئن رجعنا الى المدينة ليخرجنّ الاعزّ منها الاذلّ ، اين حديث به رسول - عليه السّلام - نقل افتاد ، رسول - عليه السّلام - عبد اللَّه ابىّ را بخواند ، گفت : اين سخنها تو گفتهاى ؟
سوگند خورد كه : نگفتهام . خداى تعالى ، اين آيت فرستاد . قديم - جلّ جلاله - گفت :
سوگند مىخورند كه نگفتند آن سخن كه بر ايشان حوالت است ، به اين سوگند دروغ كه مىخورند كه نگفتند : كلمت كفر مىگويند ، كه سوگند به دروغ از مؤمن فسق باشد ، و از كافر و منافق كفر باشد كه او اعتقاد ندارد . * ( وَهَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا ) * و همّت كردند به چيزى كه ( 6 ) نرسند . مجاهد گفت : آن منافق كه آن سخن گفته بود ، چون بدانست كه مؤمنى بشنيد و نقل كند خواست تا او را بكشند تا نقل نكند . سدّى گفت : مراد آن بود كه ، گفتند : ما چون به ( 7 ) مدينه رويم تاجى بپيراييم ( 8 ) و بر سر عبد اللَّه ابىّ نهيم ، يعنى او را رياست دهيم بر رغم رسول و مسلمانان . حق تعالى گفت : چيزى در دل دارند كه به آن نرسند . كلبى گفت : آيت در پانزده كس آمد كه عهد كردند كه شب عقبه رسول را بكشند . چون رسول - عليه السّلام - مطَّلع شد بر احوال ايشان ، سوگند خوردند كه ما از اين معنى هيچ نگفتيم و نسگاليديم ، آنگه گفت : در اين معنى همّت به چيزى كردند از كشتن رسول - عليه السّلام - كه به آن
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب : كردم .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : آوردم .
( 5 - 4 - 3 ) . چاپ مرحوم شعرانى جهنى .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب آن .
( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب : با .
( 8 ) . آج ، مل ، مج ، لب : بپراييم .