* ( رَسُولُه أَحَقُّ ) * ، و خداى و رسول سزاوارتراند به آن كه ايشان را خشنود گردانند . و آنگه ردّ ضمير به لفظ واحد كرد با آن كه مذكور دو است : « و الله و رسوله احق ان يرضوهما » نگفت ، براى چند وجه را يكى آن كه : ضمير رد كرد الى اقرب المذكورين و هو النّبى - عليه السّلام - براى آن كه در ارضاى رسول - عليه السّلام - ارضاى خدا باشد - جلّ جلاله - پس حصول او متضمّن است به رضاى بارى - جلّ جلاله - همچنان است كه ، يرضوهما گفته . وجهى ديگر آن كه : [ ردّ ] ( 1 ) كنايت كرد الى كلّ واحد منهما كانّه قال : و اللَّه احقّ ان يرضوه و الرّسول ايضا احقّ ان يرضوه ، فاكتفى باحدهما عن الاخر . و وجه سهام ( 2 ) ، آن است كه : تعظيما للَّه تعالى ، ضمير نام او را ضمير ( 3 ) نكرد با ضمير نام غيرى ، و اين جارى مجراى آن باشد كه مردى مىگفت به حضرت رسول - عليه السّلام : من اطاع اللَّه و رسوله فقد فاز و من عصاهما فقد غوى .
رسول - عليه السّلام - او را گفت :
بئس الخطيب انت
بد خطيبى تو !
هلَّا قلت و من عصى اللَّه و رسوله
و هر كه در خداى و پيغامبر عاصى شود ، مراد آن كه چرا ضمير نام خداى با ضمير من بپيوستى ! * ( إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ ) * اگر ايمان دارند .
* ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا ) * نمىدانند اين منافقان كه هر كس كه محادّت و مضادّت كند با خداى و پيغامبر خداى . و محادّه ، ممانعت باشد من الحدّ و هو المنع ( 4 ) ، و معنى مخالفت و عصيان است . و گفتند : محادّه ، مجاوزة الحدّ باشد ، و قوله : * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا ) * ( 5 ) ، مخرج او مخرج تقريع و تنبيه است استبطاء لعلمهم ( 6 ) و تقريعا ( 7 ) لهم على جهلهم .
* ( فَأَنَّ لَه نارَ جَهَنَّمَ ) * ، چو ( 8 ) ، « فا » جواب شرط است ، او را باشد بواجب و استحقاق آتش دوزخ و هميشه باشد [ او در آن جا . * ( ذلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ ) * ] ( 9 ) اينت خزى و عذابى عظيم ، و عامل در « انّ » * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا ) * باشد . و زجّاج گفت : اگر « انّ » به كسر گويند روا باشد در عربيّت بر استيناف جز آن كه نخواندهاند .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . آو ، بم : سيم آج ، مل ، لب : سيوم .
( 3 ) . آج ، مل ، مج ، لب : ضمّ .
( 4 ) . اساس : المعنى به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : تعلموا به قياس با قرآن مجيد و نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 6 ) . آج : بعلمهم .
( 7 ) . اساس : تفريفا به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 8 ) . مل : چرا .
( 9 ) . اساس : ندارد از آج ، افزوده شد .