حنين رسول - عليه السّلام - نصيب او فراز غنيمت بديشان داد - چنان كه برفت آن قصّه در ذكر حرب حنين - و آن كه عبّاس بن مرداس السّلمى گفت ، و اين ابيات رفته است و لكن در اين روايت زيادتى هست ، [ براى آن باز گفتم ] ( 1 ) :
أ تجعل نهبي و نهب العبيد
بين عيينة و الاقرع
فما كان حصن و لا حابس
يفوقان مرداس في مجمع
و قد كنت فى الحرب ذا تدرء
فلم اعط شيئا و لم امنع
الَّا افائل [ لي ] ( 2 ) اعطيتها
عديد قوائمها الاربع
و كانت نهابا تلافيتها
بكرّي على النّاس بالاجرع
و ايقاظى اليوم ( 3 ) لم يرقدوا
اذا هجع النّاس لم اهجع
و ما كنت دون امرئ منهما
و من تضع اليوم ( 4 ) لا يرفع
رسول - عليه السّلام - عبّاس بن مرداس را صد اشتر فرمود ( 5 ) و حكيم بن حزام را هفتاد . حكيم [ ابن حزام ] ( 6 ) گفت : يا رسول اللَّه ! چرا در حقّ من تقصير افتاد ؟ بفرمود تا ده ديگر ( 7 ) بدادند ، آنگه ده ديگر ، آنگه ده ديگر تا تمام صد اشتر ( 8 ) . گفت : يا رسول اللَّه ! مرا اين بهتر است يا آن كه اوّل تو دادى ؟ [ 89 - ر ] گفت : آن كه اوّل من دادم . گفت : و اللَّه كه جز آن نستانم و سى شتر رد كرد . راوى خبر گويد : مات و هو اكثر مالا ، چون بمرد مالى عظيم بماند او را . راوى خبر گويد ، صفوان بن اميّه گفت كه : رسول - عليه السّلام - مرا عطا مىداد و در همهء جهان از او دشمنتر نبود بر دل من تا چندانى مرا كه از او دوستتر بر روى زمين كس را نداشتم ، فهذا معنى قوله :
* ( وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ) * .
خلاف كردند در آن كه مؤلَّفة قلوبهم ( 9 ) در عهد رسول بود ( 10 ) يا در هر عهدى باشند .
شعبى و حسن بصرى گفتند : اين در عهد رسول بود ، پس از رسول نبودند ايشان ، و اين معنى در عهد ابو بكر منقطع شد ، و اين مذهب فقهاى عراق است ابو حنيفه و اصحابش و ابن ابى ليلى و ابن شبرمه . و بيشتر اهل علم گفتند : * ( الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ) * در همه عهد
هامش
( 6 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، مج ، لب : القوم .
( 4 ) . اساس : تخفض اليوم ، آو ، بم ، مج ، مل : يخفض القوم آج : يحفظن القوم با توجه به ضبط همين بيت در ص 203 همين مجلد و ديگر منابع بيت ، تصحيح شد .
( 5 ) . آو ، آج ، بم : بيفزود .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ديگرش .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : شد .
( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب : مؤلَّفهء قلوب .
( 10 ) . مل ، مج ، لب : بودند .