است كه درويشى اعتبار نيست در غزات ، قوله : * ( وَابْنِ السَّبِيلِ ) * مسافر مجتاز ( 1 ) ، و هر كه ملازم چيزى باشد او را ابن آن چيز گويند ، چنان كه مرغابى را ابن الماء گويند ، و مرد كارزارى را ابن الحرب گويند ، قال الشّاعر :
انا ابن الحرب ربّتني وليدا
الى ان شبت ( 2 ) و اكتهلت لداتي
نصيبى از زكات مرد غريب منقطع به را باشد و محتاج ، و اگر چه در شهر خود خداوند مال بسيار باشد ، اين قول مجاهد است و زهرى ، و مالك گفت و فقهاى عراق ( 3 ) - ابو حنيفه و اصحابش ( 4 ) : حاجيان منقطع به باشند . شافعى گفت : كسانى باشند كه به سفر خواهند شدن و برگ ندارند - سفرى كه نه معصيت باشد . و قتاده گفت : مهمان باشد . * ( فَرِيضَةً مِنَ اللَّه ) * ، نصب او بر حال است ، من قوله : * ( لِلْفُقَراءِ ) * ، اى هذه الصّدقات ثابتة كائنة لهؤلاء المذكورين * ( فَرِيضَةً مِنَ اللَّه ) * ، امّا در عهد رسول - عليه السّلام - و نايبان او ، شرط آن بود كه پيش او برند تا او قسمت كند على ما يرى چنان كه صلاح داند ، و امّا عند غيبت امام و قصور يد امام ( 5 ) از تصرّف ، صاحب مال قسمت كند بر پنج قسمت ، بنزديك ما ، فقرا و مساكين و رقاب و غارمين و ابن السّبيل ، براى آن كه عاملان ساقط شوند از آن جا كه عاملان و جبات از قبل امام باشند ، و چون امام ايشان را نصب نكرده باشد به اين كار ، ايشان را نصيبى نباشد . * ( وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ) * ، از توابع جهاد است ، و جهاد را وجوبش بر وجود امام موقوف است ، تا امام نباشد جهاد واجب نبود ، و همچنين * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * كه اسباب و آلات جهاد است .
اما آن كه نصيب هر يكى چند باشد ، او مخيّر است خواهد جمله به يكى صنف دهد و خواهد به يكى شخص دهد و خواهد ( 6 ) تفرقه كند ( 7 ) ميان ايشان بسويّت يا به تفاوت چنان كه مصلحت بيند ، جز كه يك شرط معتبر است ، و آن آن است كه : كمتر از نصيب يك نصاب به يك كس ندهد ، امّا نيم دينار اگر زر باشد
هامش
( 1 ) . مل باشد .
( 2 ) . اساس : شئت به قياس با نسخهء چاپى مرحوم شعرانى ، تصحيح شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : مجاهد است و زهرى و مالك و فقهاى عراق .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : ابو حنيفه و اصحابش گفتند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : او .
( 6 ) . مل : اگر خواهد .
( 7 ) . اساس : كنند با توجّه به اتفاق نسخه بدلها تصحيح شد .