و فقير ، فعيل باشد به معنى مفعول ، يعنى مفقور ، و هو مكسور فقار الظَّهر من قولهم : فقره [ اذا اصاب فقرا ظهره . و اصل فقير پشت شكسته باشد ، و مسكين ، مفعيل باشد من السّكون ] ( 1 ) ، پندارى كه از حركت نشاط ساكن است ، و سخت ساكن است .
* ( وَالْعامِلِينَ عَلَيْها ) * و آنان كه بر آن عمل مىكنند ، يعنى آنان كه سعى كنند در آن و جبايت كنند و آن بستانند و جمع كنند ايشان را نصيبى باشد . و در مقدار سهم او خلاف كردند مجاهد گفت و ضحّاك : ثمّ آنچه حاصل باشد او را دهند ، و مقدار سهم او خلاف كردند مجاهد گفت و ضحّاك : ثمّ آنچه حاصل باشد او را دهند ، و عبد اللَّه بن عمر ( 2 ) گفت و حسن و ابن زيد كه : بر قدر عمل دهند او را مزد ، و اين مذهب شافعى است و ابو ثور و روايت عبد اللَّه عبّاس و عمر خطَّاب و حذيفة بن اليمان و عطا و ابراهيم و سعيد جبير است . و قول صادق و باقر ( 3 ) ، آن است كه : مفوّض باشد به امام با آنچه صلاح داند بدهد و همچنين قول مالك ( 4 ) است و فقهاى اهل عراق . * ( وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ) * خلاف است ( 5 ) در او ، قتاده گفت : جماعتى بودند از عرب كه رسول - عليه السّلام - دل ايشان را به مال ( 6 ) نرم مىكرد و استمالت مىكرد ايشان را تا باشد كه ايمان آرند .
مفضّل بن عبد اللَّه گفت : زهرى را پرسيدم از * ( الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ) * گفت : آنان بودند كه اسلام آوردند از جهودان و ترساان ، گفتم : و اگر چه توانگر باشد ؟ گفت : و اگر چه توانگر باشند .
عبد اللَّه عبّاس گفت : قومى بودند قريب العهد به اسلام ، آمدندى بر رسول و از رسول چيزى خواستندى ، اگر چيزى بدادى ايشان را ، گفتندى : اين دينى نيك است ! بر آن مقام كردندى ، و اگر ندادى بركشتندى .
ابن كيسان گفت : جماعتى بودند از ( 7 ) شجاعان از جملهء كافران ، رسول - عليه السّلام ( 8 ) - ايشان را در خواست تا بديشان با ديگر قوم كارزار كند ، حق تعالى ايشان را [ نصيبى نهاد ] ( 9 ) . كلبى گفت : جماعتى بودند از اشراف قبايل عرب كه روز
هامش
( 9 - 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : عبد اللَّه بن عمرو .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب عليهم السّلام .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : و اين مذهب مالك .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : خلاف كردند .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب : ايشان بر ايمان .
( 7 ) . مل اشراف .
( 8 ) . مل روز حنين .