تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
منافقى نام او ابو الجوّاظ گفت : اين قسمت نه به سويّت كردى ! خداى تعالى : اين آيت بفرستاد . يعقوب خواند : « يلمزك » به ضمّ « الميم » و باقى قرّاء به كسر « ميم » ، و هر دو لغت است ، يقال : لمزه ، يلمزه و يلمزه [ 88 - ر ] اذا عابه . و لمز ، عيبى باشد بر وجه پوشيدگى ، و همز و لمز و غمز ، قريب المعنىاند ، و هر سه لغت ( 1 ) در مستقبل او ضمّ و كسر آمده است ، قال الشّاعر :
اذا لقيتك تبدي لي مكاشرة و ان تغيّبت كنت الهامز اللَّمزة
قال رؤبه :
قاربت بين عنقي و جمزي في ظلّ عصرى باطلي و لمزي
منه قوله : وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ( 2 ) . مجاهد گفت : * ( يَلْمِزُكَ ) * تو را مىآزمايد ( 3 ) . عطا گفت : غيبت مىكند ( 4 ) تو را . قتاده گفت : طعن مىزند تو ( 5 ) را . ابن زيد گفت : اين قوم كه اين گفتند ، منافقان بودند چون رسول - عليه السّلام - قسمت صدقات كردى ايشان را توقّع بودى كه رسول - عليه السّلام - چيزى بديشان دهد و رسول - عليه السّلام - ندادى ، كه ايشان اهل آن نبودند ، ايشان را سخت آمدى طعن زدندى و گفتندى كه : محمّد چيزى كه مىدهد به هوا مىدهد و به آنان مىدهد كه دلش خواهد . خداى تعالى ، اين آيت بفرستاد در ايشان ، و گفت : بعضى از اين منافقان آنند ( 6 ) كه قسمت صدقات بر تو عيب مىكنند و در آن بر تو طعن مىزنند ، اگرشان چيزى بدهى راضى شوند ، و اگر ندهى خشم كنند و نمىدانند كه شرايطى هست استحقاق صدقه را : اوّل ، ايمان است ( 7 ) ، آنگه صلاح است و ظاهر سترى ، و آنگه درويشى است . ايشان كافر و فاسق و توانگر بودند و چشم صدقه مىداشتند . و خلاف كردند در آن توانگرى ( 8 ) كه باز ( 9 ) آن صدقه حرام باشد بعضى گفتند : هر كس كه او نصابى دارد كه بر آن زكات واجب بود بيست دينار يا دويست
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب را . ( 2 ) . سورهء همزه ( 104 ) آيهء 1 . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب : مىآزمانيد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : مىكنند . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مل : مىزنند بر تو . ( 6 ) . آج ، لب : آناناند . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 8 ) . آو : تونگرى . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : با .