تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
براى شما طلب فتنه مىكنند . ضحّاك گفت : فتنه ، كفر است اين جا و كلبى گفت : فساد و شر و نميمه است . * ( وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ) * و در ميان شما جاسوسانند از ايشان . و گفتند : مراد آن است كه ، در ميان شما اتباعند ايشان را سميع و مطيع كه از ايشان بشنوند و كار بندند . * ( وَاللَّه عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ) * ، راوى خبر گويد : سبب نزول آيت آن بود كه : چون رسول - عليه السّلام - لشكرگاه بزد - بثنيّة الوداع - عبد اللَّه ابىّ ( 1 ) لشكرگاه خود با جمع ( 2 ) منافقان [ 83 - پ ] به ذى حدّه بزد - فروتر از ثنيّة الوداع - و لشكر او كم از لشكر رسول نبودند - چون رسول - عليه السّلام - از آن منزل برگرفت و پيشتر شد ( 3 ) ، ايشان برنخاستند و با رسول بنرفتند ( 4 ) ، رسول - عليه السّلام - دلتنگ شد . خداى تعالى اين آيت فرستاد به تسلَّى رسول . * ( لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ ) * آنگه حق تعالى گفت : اين هميشه كار ايشان بوده است ، پيش از اين مطلب فتنهء شما كردند و آن كه شما را از دين خداى و از جهاد باز دارند به انواع مكر و حيلت و خديعت ، چنان كه عبد اللَّه أبىّ كرد روز احد - و فصل آن ( 5 ) برفت . * ( وَقَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ ) * و كارها برگردانيدند و زير و زبر كردند ، * ( حَتَّى جاءَ الْحَقُّ ) * تا حق آمد ، يعنى نصرت و ظفر ، * ( وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّه ) * و كار خداى پيدا شد ، يعنى دين خداى و قوّت مسلمانى . * ( وَهُمْ كارِهُونَ ) * و ايشان كاره بودند آن ( 6 ) را . * ( وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلا تَفْتِنِّي ) * آنگه گفت : از ايشان ، يعنى از منافقان بعضى هستند و « من » ، نكرهء موصوفه است ، و آيت در جدّ بن قيس آمد - و او از رؤوس منافقان يكى بود - كه چون رسول - عليه السّلام - به غزات ( 7 ) تبوك خواست رفتن ، او را گفت : يا ابا وهب هل لك فى جهاد ( 8 ) بنى الاصفر تتّخذ منهم سرارىّ ( 9 ) و وصفاء افتد تو را كه با بنى الاصفر كارزار كنى ، يعنى روميان و از ايشان سرّيّت و وصيفتان آرى ؟ و روميان را براى آن بنو الاصفر خواندند كه ، حبشه بر روم غالب شدند و از
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، مج : عبد اللَّه أبى سلول . ( 2 ) . آج ، لب : جميع . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : پيش شد مل : پيش رفت . ( 4 ) . اساس : بنه رفتند / بنرفتند . ( 5 ) . آو ، آج ، بم : و قصّهء آن مل : و ذكر قصّهء آن در پيش برفت . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : آنان را . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب : غزاى . ( 8 ) . اساس : جلاد به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 9 ) . اساس : سوارى به قياس با نسخهء مج ، تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 261 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي