لا جرم چون چنين بود ، * ( فَثَبَّطَهُمْ ) * خداى ايشان را مثبّط و گران بكرد .
و التّثبيط ، ضدّ الاسراع و الحثّ ، تا آنچه در دل داشتند از خبال و فساد بكنند ( 1 ) . * ( وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ ) * و گفتند ايشان را كه : بنشينى با نشستگان . در اين دو قول گفتند يكى آن كه : [ اين ] ( 2 ) گويندگان اصحابان ايشان بودند كه ايشان را نهى كردند از آن كه با پيغامبر - عليه السّلام و الصّلوة - برون شوند . دگر آن كه : گويند اين قول رسول باشد - عليه السّلام - بر وجه تهديد نه بر وجه امر ( 3 ) ، و اگر اين با خداى نسبت كنند هم بر وجه تهديد و وعيد باشد ، كما قال الشّاعر :
فاقعد فانّك انت الطَّاعم الكاسي
و اين بر سبيل توبيخ و تقريع مىگويد ( 4 ) نه آن كه امر مىكنند ( 5 ) مخاطب را به قعود .
* ( مَعَ الْقاعِدِينَ ) * اى مع النّساء و الصّبيان و الزّمنى و المرضى با زنان و كودكان و بيماران و مبتلايان .
محمّد بن اسحاق گفت : آنان كه اين دستورى خواستند ، رؤسا و اشراف منافقان بودند ، چون : عبد اللَّه [ بن ] ( 6 ) ابىّ سلول و جند بن قيس و رفاعة بن التّابوت و اوس بن قبطى ، و كذلك ذكره مجاهد .
آنگه حق تعالى آفت و فساد نيّت ايشان باز گفت ، و گفت : همان به باشد كه نيايند با شما ، چه اگر بيايند جز خبال و فساد نيفزايند شما را . و خبال ، فساد باشد و مرگ باشد و اضطراب امر باشد . * ( وَلأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ ) * و در ميان شما اسراع كنند ، و اين كنايت باشد از نميمه و سعى به فساد ، قال الشّاعر :
ارانا موضعين لامر غيب
و نسحر بالطَّعام و بالشّراب ( 7 )
يقال : اوضع اذا اسرع و وضع لغة فيه ، قال الشّاعر :
يا ليتني فيها جذع
اخبّ فيها واضع
* ( يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ ) * اى يبغون لكم ( 8 ) الفتنة . و قال ( 9 ) ايضا : بغيته الخير و الشّرّ ، اى له
هامش
( 1 ) . مج ، لب : نكنند .
( 6 - 2 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . اساس : زجر به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : مىگويند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : مىكنند .
( 7 ) . اساس : الشّراب ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : بكم به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : يقال .