تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
نه ، مرا نيز بفرموده‌اند به اين آيت كه : * ( انْفِرُوا خِفافاً [ وَثِقالًا ] ) * ( 1 ) اگر چه كارزار نتوانم كردن سواد مسلمانان بسيار كنم و متاعشان نگاه دارم . آنگه در آنان كه از غزات تبوك باز پس ايستادند از جمله منافقان خداى تعالى اين آيت انزله كرد : * ( لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً ) * ، اسم « كان » مضمر است ، اى لو كان ما تدعوهم اليه عرضا قريبا اگر اين كه تو دعوت مىكنى ايشان را با آن عرضى بودى نزديك ، يعنى غنيمتى عاجل . و عرض ، مال دنيا باشد براى آنش عرض خواند كه سريع الزّوال باشد ، كالعرض الَّذي لا يبقى بقاء الاجسام . * ( وَسَفَراً قاصِداً ) * و سفرى ميانه . و القاصد هيهنا ذو قصد ، من باب تامر و لابن . و قصد ، ميانهء كارها باشد ، نه اسراف و نه تقصير ، يعنى اگر راهى بودى نه دور . * ( لَاتَّبَعُوكَ ) * متابعت كردندى تو را و با تو در خدمت تو بيامدندى . * ( وَلكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ ) * و لكن راه و مسافت بر ايشان دور است . و اهل لغت گفتند : شقّه راهى باشد دور كه يشقّ ركوبها على صاحبها ، از مشقّت گرفته باشد بر خداوندش مشقّت باشد سلوك آن راه . * ( وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّه ) * ، اين « سين » استقبال است ، خداى تعالى گفت پيش از آن كه ايشان آمدند و سوگند خوردند كه : اين بازماندگان خواهند آمدن تا سوگند خورند كه اگر ما توانستمانى آمدن بيامدمانى با تو ، و اين خبر بود از غيب ، و مخبر بر وجه خبر آمد ، و اين بر سبيل معجز بود ، همچنين بود [ ايشان ] ( 2 ) آمدند و سوگند خوردند كه : ما اگر توانستيمانى ( 3 ) بيامدمانى با شما . حق تعالى گفت : * ( يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ ) * خود را هلاك مىكنند به اين تخلَّف كه مىكنند و دروغ كه مىگويند و سوگند دروغ مىخورند . * ( وَاللَّه يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ) * و خداى داند كه ايشان دروغ مىگويند . در خبر مىآيد كه : چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - عزم غزات تبوك كرد - و آن مسافتى بود دور تا به حدّ روم - منافقان طمع كردند كه چون رسول - عليه السّلام - برود و صحابه و لشكر بروند و مدينه خالى ماند ، ايشان نكايتى كنند و بر خانهء رسول و صحابه زنند و چيزى كه يابند ببرند و زنان و كودكان را برده كنند . خداى تعالى جبريل را فرستاد و از اين حال رسول را - عليه السّلام - خبر داد . رسول - عليه السّلام - گفت : پس چه راى است و چه بايد كردن ؟ جبريل گفت : خدايت سلام مىكند و
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد به قياس با متن قرآن مجيد و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 2 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 3 ) . آج ، مل ، مج ، لب : توانستمانى .