تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و عكرمه و شمر بن ( 1 ) عطيّه و مقاتل بن حيّان گفتند : شيوخا و شبابا اگر پيرى و اگر جوان . و حسن گفت : اگر مشغولى و اگر نه . ابو صالح گفت : خفافا من المال او ثقالا منه اگر از مال سبكى و اگر گران ، يعنى اگر درويشى و اگر توانگر . ابن زيد گفت : مراد به ثقال ، خداوندان حرفت و صنعتاند كه ايشان را گران آيد ( 2 ) از سر كار خود برفتن و آنان كه بيكار باشند سبك باشند . عبد اللَّه عبّاس گفت : اگر بنشاطى و اگر نه اى . عطيّه گفت : ركبانا و مشاة اگر سوارى و اگر پياده . مرّة الهمدانى گفت : اگر اصحّاء و مرضى اگر تندرستى و اگر بيمار . يمان گفت : عزّابا و متأهّلين اگر عزبى و اگر متأهّل . و بعضى دگر گفتند : اگر گرانى از سلاح و اگر سلاح ندارى . و گفته‌اند : خفافا ، بىانديشه و ثقالا و انديشه كرده . و گفته‌اند : خفافا ، بىحاشيه و ثقالا با حاشيه . و خفاف ، جمع خفيف ( 3 ) باشد . و ثقال جمع ثقيل باشد . و فعال ، جمع ( 4 ) فعيلى كه به معنى فاعل بود قياسى مطرّد است ، و نصب ايشان بر حال است . گفت : بهر حال كه هستى از اين حالات به روى و انگيخته شوى . * ( وَجاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * و در ره خداى به جان و مال جهاد كنى ، [ نه ] ( 5 ) كه مال بذل كنى و به جان بخل كنى . * ( ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ ) * اين بهتر باشد يعنى جهاد شما اگر دانى . انس روايت كند كه : [ 82 - ر ] ابو طلحه اين سورت مىخواند ، به اين آيت رسيد فرزندان خود را گفت : يا بنىّ جهّزوني جهّزوني مرا به ساز بكنى و ببجارى . پسران او را گفتند : تو با رسول غزا كردى و با ابو بكر و عمر جهاد كردى و اكنون پير شدى ما از تو نيابت مىداريم ، گفت : نه مرا ساز كنى تا بروم . او را ساز كردند به غزات دريا برفت و در كشتى بمرد و هفت روز در كشتى مرده بود نهاده كه راه نيافتند به خشك كه او را دفن كنند ، و او را هيچ تغيّرى ( 6 ) نبود پس از هفت روز به ساحل رسيدند و او را دفن كردند . زهرى گفت : سعيد بن المسيّب به غزا رفت و يك چشم ( 7 ) او برفته بود ، او را گفتند : اين بر تو نيست كه تو مردى پيرى ، و بر تو نيست جهاد كردن . گفت :
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم : شهر بن مج : شم بن . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : آمد . ( 3 ) . مج : خفيفه . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : در جمع . ( 5 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : ندارد از چاپ شعرانى ، افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آو ، لب : تغييرى . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب : و او را يك چشم .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 255 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي