مصيبتى گويند فرا گرفتيم كار ما از پيش و بر گردند و ايشان بطركنان ( 1 ) باشند .
بگو نرسد به ما الَّا آنچه نوشته باشد خداى ما را ، اوست بار خداى ( 2 ) ما ، و بر خداى توكّل كنند مؤمنان .
بگو گوش مىدارى ( 3 ) به ما مگر يكى از دو نيكويى و ما گوش مىداريم ( 4 ) به شما آنچه برساند شما را خداى به عذاب از نزديك او يا به دستهاى ما ، گوش دارى ( 5 ) كه ما با شما گوش مىداريم ( 6 ) .
بگو نفقه كنى به رغبت يا به كراهت ، نپذيرد ( 7 ) از شما كه شما بودى گروهى فاسقان .
[ 80 - ر ]
و چه منع كرد ايشان را كه بپذيرند از ايشان نفقاتشان الَّا آن است كه ايشان كافر شدند به خداى و به رسولش ، و نيايند به نماز الَّا و ايشان كسلان باشند ( 8 ) و نفقه نكنند الَّا و ايشان كاره باشند .
به عجب مياراد ( 9 ) تو را مالهاشان و نه فرزندانشان ( 10 ) ، مىخواهد خداى كه عذاب كند ايشان را به آن در زندگانى دنيا و باطل شود جانهاشان و ايشان كافر [ انند ] ( 11 ) .
و سوگند مىخورند به خداى كه ايشان از شمااند ، و نيستند ايشان از شما و لكن ايشان
هامش
( 1 ) . آج ، لب : شادان .
( 2 ) . آو ، بم ، مج : خداوند آج ، لب : خداوندگار .
( 4 - 3 ) . آج ، لب : چشم مىداريد .
( 5 ) . آج ، لب : چشم داريد .
( 6 ) . آج ، لب : چشم دارندگانيم .
( 7 ) . آج ، لب : هرگز قبول كرده نشود .
( 8 ) . آج ، لب : با كسلاند .
( 9 ) . آج ، لب : پس بايد كه به شگفت نياورد .
( 10 ) . آج ، لب بدرستى كه .
( 11 ) . اساس : ندارد از مج ، افزوده شد .