زندگانى دنيا از آخرت ، نيست ( 1 ) برخوردارى به زندگانى دنيا در آخرت مگر اندكى .
اگر بنروى ، عذاب كند شما را عذابى دردناك ، و بدل گيرد ( 2 ) گروهى جز شما و زيان مكنى ( 3 ) او را چيزى ، و خداى بر هر چيزى تواناست .
[ 78 - ر ]
اگر يارى نكنى او را ، بدرستى كه يارى داد ( 4 ) او را خداى ، چون بيرون كردند او را آنان كه كافر شدند دوم دو ( 5 ) چون بودند در غار چون مىگفت رفيقش را اندوه مدار كه خداى با ماست ، فرو فرستاد خداى سكونش ( 6 ) بر وى و قوّت كرد او را به لشكرها كه شما نديدى آن را ، و كرد سخن آنان كه كافر شدند فروتر ( 7 ) ، و سخن خداى آن است كه برتر است و خداى عزيز و حكيم است .
بيرون شوى سبك و گران و جهاد كنى به مالتان و جانهاتان در راه خداى ، آن بهتر است شما را اگر دانى .
اگر بودى مالى نزديك و سفرى ميانه از پس تو بيامدندى و لكن دور شد بر ايشان راه دور و سوگند خوردند به خداى اگر توانيم بيرون آييم ( 8 ) با شما ، به هلاك مىكنند جانهاشان و خداى داند كه ايشان دروغزناند .
[ 78 - پ ]
عفو كناد خداى از تو ، چرا ( 9 ) دستورى دادى ( 10 ) ايشان را تا پيدا شود تو را آنان .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : پس نيست .
( 2 ) . آج ، لب : عوض آرد .
( 3 ) . آج ، لب : گزند نرسانيد .
( 4 ) . اساس : يارى كند به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 5 ) . آج ، لب : يكى از دو تن .
( 6 ) . آج ، لب : آرامش خود را .
( 7 ) . آج ، لب : زيرتر .
( 8 ) . آج ، لب : اگر توانستيمى هر آينه بيرون آمديمى .
( 9 ) . آو ، بم : چون .
( 10 ) . آج ، لب تو .