عيسى انس ( 1 ) نبود و جسم نبود ، و لكن پسر خداى بود . مردى ديگر را پيش گرفت نام او يعقوب بود و اين مقالت او را بياموخت . آنگه مردى ديگر را بخواند نام او ملكا ، و او را گفت : بدان كه عيسى خداى بود ، لم يزل و لا يزال . آنگه هر سه را بر خود جمع كرد و ايشان را وصيّت كرد و گفت : از پس من مردمان را دعوت كنى با آن كه من شما را آموختهام ، و بدانى كه من عيسى را در خواب ديدم ، مرا گفت : من از تو راضى شدم ، و من فردا خويشتن بخواهم كشتن . چون دگر روز بود به مذبح آمد و خويشتن را بكشت ، و آن سه مرد را از پس او ترسايان را با اين مقالات ( 2 ) دعوت كردند ، هر يكى را گروهى متابعت كردند . ميان ايشان خلافها افتاد تا به امروز و كارزار و كشتن ( 3 ) در ميان ايشان افتاد ، پس ايشان از تلقين و تعليم او گويند ( 4 ) : عيسى پسر خداست . بعضى دگر گفتند : براى آن گفتند اين كه ، او را مادر و پدر نبود ، خداى را به پدر او كردند از جهل و كفرشان - تعالى عن ذلك ( 5 ) .
* ( ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ ) * ، حق تعالى در اين آيت ، گفت ، جهودان گفتند : عزير پسر خداى است ، و ترسايان گفتند : عيسى پسر خداى است ، اين حكايت است از ايشان . آنگه گفت : * ( ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ ) * اين سخن است كه ايشان مىگويند ( 6 ) به دهنهاشان ، و اين كنايت باشد از قولى كه آن را اصلى نباشد ، چنان كه يكى از ما گويد : فلان از سر زبان چيزى مىگويد و حديثى از دهن به در ( 7 ) مىاندازد . و عرب هر كجا حديثى باشد كه آن را حقيقتى نبود ، به دهن باز بندند ( 8 ) چنان كه گفت : يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ( 9 ) ، و قوله : يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ . . . ( 10 ) ، و قوله : كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً ( 11 ) .
قوله : * ( يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ) * ، مانندگى مىكنند در اين سخن با كافرانى كه پيش از اين بودند . و مضاهات ، مشابهت باشد ، يقال : ضاهاه و باهاه و باراه ، اذا شابهه و عارضه ، و منه : امرأة ضهياء الَّتي ( 12 ) لم تحض لأنّها تشبه الرّجال . و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : انسى .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب سه مقالت .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : كشش .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : گفتند .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل علوّا كبيرا .
( 6 ) . مل خاك .
( 7 ) . آج ، لب : بيرون آو ، بم : برون .
( 8 ) . آو ، آج ، بم ، لب : ببندند .
( 9 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 167 .
( 10 ) . سورهء فتح ( 48 ) آيهء 11 .
( 11 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 5 .
( 12 ) . مج ، لب : للَّتى .