انس گفت رسول - عليه السّلام - گفت : [ 65 - پ ] هر كس كه بردهاى دارد كه آبستن است با او نزديكى نكند ، و هر چه آبستن نيست خويشتن از او دور دارد تا آنگه كه استبرا كند او را به حيضى ، آنگه جماعتى از هوازن بيامدند و به طوع اسلام ( 1 ) آوردند و گفتند : يا رسول اللَّه ! تو بهتر و كريمتر هر چه در جهانى و زنان و فرزندان ما و مالهاى ما برگرفتى و بياوردى و ما امروز مسلمانيم ( 2 ) ، بفرماى تا با ما دهند . رسول - عليه السّلام - گفت : آن غنيمت است ، و لكن از طريق مسامحت زنان و فرزندان خواهى كه با شما دهم يا مال ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ! ما بر حسب ( 3 ) نگزينيم ، بفرماى تا زنان و فرزندان ما را با ما دهند . رسول - عليه السّلام - گفت : هر چه در نصيب من افتاد و نصيب اهل البيت من ، و جملهء بنى هاشم ، من با ايشان دادم ، كيست كه مرا موافقت كند ؟ جمله گفتند : ما موافقت كنيم ، و هر چه در دست ايشان بود از زنان و فرزندان ايشان همه باز جاى دادند . رسول - عليه السّلام - گفت : اين قرض است بر من تا جاى ديگر غنيمتى افتد ، من آن را عوض بدهم و هر كه نخواهد كه رها كند حقّ خويش ، از هر زنى پنجاه اشتر فدا بستاند . گفتند : يا رسول اللَّه ! ما راضى شديم و فدا نخواهيم . رسول - عليه السّلام - مرد را بفرستاد ( 4 ) تا به در خيمهها بگرديد و اين بگفت و از همه رضا بستد ، و همه رد كردند مگر صفوان بن اميّة كه او زنى داشت و آن زن از او بارداشت ، به علَّت حمل با ايشان نداد . راوى خبر گويد كه : چون رسول - عليه السّلام - غنايم چنين ببخشيد ، مردى بيامد دراز ، گندم گون ، پشت دو تا بكرده ، بر روى و پيشانى او اثر سجده بود ، گفت : بديدم كه چه كردى به اين غنايم ؟ گفت :
چه كردم ؟ گفت : عدل نكردى ( 5 ) . رسول را خشم آمد ، گفت : ويلك ! چون عدل بنزديك من نبود ، بنزديك كه بود ! مسلمانان گفتند : يا رسول اللَّه ! دستور باش تا گردنش بزنيم ( 6 ) ، گفت :
دعوه فانّه سيكون له اتباع يمرقون من الدّين كما يمرق السّهم من الرّميّة يقتلهم اللَّه على يد احبّ الخلق اليه ،
گفت : رها كنى كه باشد كه او را اتباعى باشند كه از دين بيرون شوند چنان كه تير از نشانه بشود ، و خداى تعالى ايشان
هامش
( 1 ) . آج ، لب : ايمان .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : مسلمانانيم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : هيچ .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : مرد بفرستاد .
( 5 ) . اساس : كردى به قياس نسخهء آو ، و اتفاق نسخ تصحيح شد ، اساس نيز به صورت استفهام انكارى بدور از معنى نيست .
( 6 ) . مل رسول عليه السّلام .