اگر خواهند خيانت تو ، بدرستى كه خيانت ( 1 ) كردند با خداى از پيش ، تمكين كرد از ايشان و خداى داناست و محكم كار .
[ 47 - پ ]
آنان كه ايمان آوردند و هجرت كردند و جهاد كردند به مالهاشان و جانهاشان در راه خداى و آنان كه پناه دادند و يارى كردند ، ايشان بهرى [ اوليتراند ] ( 2 ) به بهرى و آنان كه ايمان آوردند و هجرت نكردند نيست شما را از ولايت ( 3 ) ايشان از چيزى تا ( 4 ) هجرت كنند و اگر يارى خواهند از شما در دين ، بر ( 5 ) شماست يارى مگر بر قومى كه ميان شما و ميان ايشان پيمانى باشد ، و خداى بدانچه مىكنى بيناست .
و آنان كه كافر شدند بعضى ايشان دوستان بعضىاند ( 6 ) ، اگر نكنى باشد فتنهاى ( 7 ) در زمين و تباهى بزرگ .
و آنان كه بگرويدند و هجرت كردند و جهاد كردند در راه خداى ، و آنان كه پناه دادند و يارى كردند ، ايشان مؤمناناند بدرستى ، ايشان را بود آمرزش و روزى [ با كرامت ] ( 8 ) . [ 48 - ر ] .
و آنان كه ايمان آوردند از آن پس و هجرت كردند و جهاد كردند با شما ، ايشان از شمااند و خويشان نسب ، بهرى اوليترند بر بهرى در كتاب ( 9 ) خداى ، كه خداى به همه چيزى داناست .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : ناراستى .
( 8 - 2 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . آج ، لب : نگهداشت .
( 4 ) . آو ، بم كه .
( 5 ) . آو ، بم ، آن : ور / بر .
( 6 ) . آو ، بم ، مج ، آن : بهرى از ايشان اوليتراند به بهرى .
( 7 ) . آج ، لب : آشوبى .
( 9 ) . آج ، لب : نامه .