ايشان را در كارزار به ايشان را كه پس ايشان باشند تا بود كه ايشان انديشه كنند .
[ 42 - پ ] و اگر نترسى از [ قومى خ ] ( 1 ) يانتى بينداز به ايشان بر راستى ( 2 ) ، بدرستى كه خداى دوست ندارد خيانت كنندگان را .
( 3 )
و گمان مبر [ ند ] ( 4 ) آنان كه كافر شدند كه سبق بردهاند كه ايشان عاجز نكنند .
[ و ] ( 5 ) بسازيد ( 6 ) براى ايشان آنچه توانيد از نيرو و از بازبستن اسپان بترسانى به آن دشمن خداى را و دشمن شما را و ديگران از فرود ايشان ندانيد ايشان را ، خداى داند ايشان را و آنچه نفقه كنيد از چيزى در راه خداى تمام بدهند شما را و بر شما بيداد نكنند .
و اگر ميل كنند به صلح ( 7 ) ميل كن به آن و توكّل كن بر خداى كه او شنواست و داناست .
[ 43 - ر ] و اگر خواهند كه بفريبند [ تو را ] ( 8 ) ، بدرستى كه بس باشد تو را خداى ، او آن خداى است ( 9 ) قوّت كرد تو را به يارى او ( 10 ) و به مؤمنان .
و جمع كرد ( 11 ) ميان دلهاى ايشان اگر نفقه كنى تو آنچه در زمين است بجمله ، جمع نتوانستى كردن ( 12 ) ميان دلهاى ايشان ، و لكن
هامش
( 8 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 2 ) . آج ، لب : بر آشكارا هموارى .
( 3 ) . اساس و جميع نسخ : تحسبنّ به قياس قرآن مجيد تصحيح شد .
( 4 ) . به قياس با معنى كلمه ، آورده شد .
( 6 ) . آو ، بم ، مج ، آن : ساز كنى / ساز كنيد .
( 7 ) . آج ، لب : سوى آشتى .
( 9 ) . مج كه .
( 10 ) . آج ، لب : خود .
( 11 ) . آج ، لب : پيوستگى افگند .
( 12 ) . آج ، لب : نتوانستى پيوستن .