جواب دوم ، آن است كه : آن عذاب كه نفى كرد در آيت اوّل عذاب استيصال است ، و آن كه اثبات كرد در دوم ، آيت عذاب [ قتل ] ( 1 ) و اسر است . و امّا شرط استغفار ، مراد به آن ايمان است براى آن كه هر كه ايمان ندارد استغفار از او درست نيايد ، و چون ايمان آرند عذاب از ايشان ساقط شود در دنيا و آخرت [ مادام ] ( 2 ) تا چيزى نكنند كه در آخرت مستحقّ عقاب شوند . * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * و لكن بيشترينهء اينان ندانند و اين دليل است بر بطلان قول اصحاب معارف كه گفتند : معارف ضرورى است .
* ( وَما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً ) * ، حق تعالى در اين آيت بيان كرد كه : اگر بينيد ايشان را - اعنى مشركان را - كه نزديك خانهء خداى نماز مىكنند ، گمان مبريد كه آن نماز قربت و عبادت است تا سبب دفع عذاب باشد يا بر سبيل استغفار است ، بل نيست نماز ايشان آن جايگاه * ( إِلَّا مُكاءً ) * مگر صفير ، يقال :
مكا الطَّير و الرّجل يمكو مكوا و مكاء ، قال عنتره :
و حليل غانية تركت مجدّلا
تمكو فرايضه ( 3 ) كشدق الأعلم
و مكاء ، صفير باشد به دهن . جعفر بن ربيعه گفت : ابو سلمة بن عبد الرّحمن را پرسيدم از اين آيت ، دستها به هم باز نهاد و باد در او كرد تا از آن جا صفيرى بيامد ، و گفت : چنين كردندى . عبد اللَّه عبّاس گفت : قريش چون گرد خانه طواف كردندى ، به دهن صفير مىزدندى و دست مىزدندى . مجاهد گفت : جماعتى از عبد الدّار ( 4 ) چون رسول - عليه السّلام - طواف كردى ، ايشان بر طريق استهزا از پس او مىرفتندى و به دهن صفير مىزدندى و دست مىزدندى . مقاتل گفت : چون رسول - عليه السّلام - در مسجد الحرام نماز كردى ، دو مشرك ( 5 ) بيامدندى بر راست او بايستادندى ، و دو بر چپش و صفير مىزدندى و دست مىزدندى تا او را به غلط افگنند و خداى تعالى ايشان را به بدر گرفتار كرد - سدّى گفت : مكاء ، صفيرى باشد بر لحن مرغى سپيد كه به حجاز باشد ، آن را مكّاء گويند ، و به پارسى آن را شبان فريب مىگويند ، قال الشّاعر :
اذا غرّد المكّاء في غير روضة
فويل لاهل الشّاء و الحمرات
و قال امرؤ القيس ، في جمع هذا الطَّائر و قد جمع على مكاكيّ :
هامش
( 2 - 1 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . مل : فريصته .
( 4 ) . آج ، مج ، لب : بنى عبد الدّار .
( 5 ) . آو ، آج : مكوك بم ، آن : ملوك .