النّضربن ( 1 ) الحارث آمد ، چون گفتند : * ( لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا ) * اگر ما خواهيم ، مثل اين بگوييم ، و اين اساطير اوّلينان است . عثمان بن مظعون گفت : اتّق اللَّه ، از خداى بترسى كه محمّد حق مىگويد . گفت : من نيز حق مىگويم . گفت : محمّد مىگويد :
لا إله الَّا اللَّه گفت : من نيز مىگويم : لا إله الَّا اللَّه و لكن مىگويم : هؤلاء بنات اللَّه [ يعنى ] ( 2 ) بتان را ، و « حق » منصوب است به خبر « كان » و « هو » ، عماد است و توكيد ( 3 ) .
آنگه اين كافر گفت : بار خدايا ! اگر چنان كه اين كلام تو است و حق است و از نزديك تو است بباران بر ما سنگ از آسمان . ابو عبيده گفت : در رحمت مطر گويند ، و در عذاب امطر گويند ، قال اللَّه تعالى : وَأَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً . . . ( 4 ) ،
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ . . . ( 5 ) ، و در حق او آمد : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَه دافِعٌ ( 6 ) . عطا گفت ، در حقّ او آمد : سَأَلَ سائِلٌ ، ده آيت و بسى ( 7 ) از قرآن فرود آمد . سعيد جبير گفت : رسول - عليه السّلام - روز بدر سه كس را بكشت به صبر ، و كشتن صبر آن باشد كه ، كسى را محبوس بكنند و طعامش ندهند و شراب تا بميرد - مطعم بن عدىّ را و عقبة بن ابى معيط را و نضر بن الحارث را - و نضر ، اسير مقداد بود ، چون رسول - عليه السّلام - فرمود تا او را بكشند ، مقداد گفت : يا رسول اللَّه ! اسير من است . رسول - عليه السّلام - گفت : دانى كه او در كتاب خداى چه گفت : مقداد دگر باره شفاعت كرد . رسول همان باز گفت : بار ( 8 ) سوم رسول - عليه السّلام - گفت :
اللَّهم اغن ( 9 ) المقداد من فضلك
بار خدايا ! مدد فضلت از مقداد باز مگير . مقداد گفت : يا رسول اللَّه ! [ 32 - پ ] من نيز اين دعا طمع داشتم .
قوله : * ( وَما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ) * - الاية . مفسّران خلاف كردند محمّد بن اسحاق گفت : اين حكايت كلام مشركان است ، و معنى مردود است بر كلام اوّل كه از ايشان حكايت كرد كه ايشان گفتند : ما از عذاب ايمنيم اگر محمّد
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : نضر بن .
( 2 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . بم : توكيل .
( 4 ) . سورهء حجرات ( 15 ) آيهء 74 .
( 5 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 173 سورهء نمل ( 27 ) آيهء 58 .
( 6 ) . سورهء معارج ( 70 ) آيات 1 و 2 .
( 7 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب ، آن : بيشتر .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : به بار .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : اعن .