رها كرد بر سر اهل و خانه و آنچه او را بود و آنچه از ودائع مردمان بنزديك او بود ، كه مردمان مكّه ودائع پيش او بنهادندى براى صدق و امانتش ، و مشركان همه شب على را مراقبت مىكردند بر گمان آن كه او محمّد است ، تا صبح برآمد ، در سراى رفتند با تيغها تا رسول را بكشند . امير المؤمنين - عليه السّلام - از آن جا برخاست و گفت ( 1 ) : چه كار را آمدهايد و چه مىخواهيد ؟ گفتند : محمّد كجاست ( 2 ) ؟ گفت : كجاست ( 3 ) ، گفت : ( ما كنت عليه رقيبا ) من رقيب او نبودم . ايشان از سراى بيرون آمدند ، پى ديدند ، گفتند : محمّد رفته است و همانا اين خاك بر سر ما او كرده است ! و پى آوردند تا به در غار كه رسول - عليه السّلام - در آن جا بود ، و خداى تعالى عنكبوت را برگماشت تا در غار را نسج ( 4 ) كرد ، ايشان گفتند : پى تا اين جاست در اين غار نشده است ، چه اگر در غار شده بودى اين نسج عنكبوت دريده شده بودى ، از اين جا به زمين فرو شده است يا به آسمانش بردهاند ، و خداى تعالى در حقّ امير المؤمنين [ اين آيت بفرستاد : وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه » . . . ! و در اين قصّه اين آيت ] ( 6 ) بفرستاد : * ( وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ ) * ، اى ليوثقوك ، فى قول ابن عبّاس و مجاهد و السّدى . و مقسم ( 7 ) گفت : تا بندت برنهند . عطا گفت و عبد اللَّه بن كثير : تا تو را محبوس كنند . ابو حاتم و ابان بن تغلب گفت : ليثخنوك بالجراحات و الضّرب تا [ 32 - ر ] تو را بزنند و مجروح كنند ، قال [ الشّاعر ، شعر ] ( 8 ) :
فقلت ويحك ماذا في صحيفتكم
قالوا الخليفة امسى مثبتا وجعا .
ابراهيم النّخعى در شاذ خواند : ليبيّتوك تا بر تو شبيخون آرند ، و اين قراءت لايق است جز آن است كه شاذّ است ، و نيز معنى او داخل باشد فى قوله :
* ( أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ ) * تا تو را از شهر بيرون كنند - چنان كه برفت . * ( وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّه ) * ايشان مكر مىكردند ( 9 ) و خداى مكر مىكرد ( 10 ) . در او چند قول گفتند يكى آن كه : جزاى مكر ايشان كند ( 11 ) آنگه « جزا » را به لفظ مجزى برخواند براى ازدواج
هامش
( 1 ) . آج ، لب چه كسانيد .
( 3 - 2 ) . ديگر نسخه بدلها ، عبارت « گفت كجاست » را ندارد .
( 4 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج : بتنيد .
( 5 ) . سوره بقره ( 2 ) آيهء 207 .
( 6 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 7 ) . آج ، آن : مقيم .
( 8 ) . اساس : ندارد از مل ، افزوده شد .
( 9 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج : مكر مىكنند .
( 10 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج : مىكند .
( 11 ) . آو ، آج ، لب ، آن : مىكند بم : مىكنند .