تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
باشد در خفيه و پوشيدگى ، من قولهم : امرأة ممكورة ، اى مفتولة الخلق محكمته . تا باز دارند تو را يا بكشندت يا از شهر ( 1 ) بيرون كنند . و عبد اللَّه عبّاس و جماعتى مفسّران گفتند كه : چون انصاريان ايمان آوردند و با رسول - عليه السّلام - بيعت كردند ، قريش از آن بشكوهيدند ( 2 ) و ترسيدند كه كار رسول - عليه السّلام - بلند شود ( 3 ) . مشايخ ايشان مجتمع شدند در سراى ندوه تا مشورتى كنند در كار او . و رؤساى ايشان آن روز عتبه بود و شيبه - پسران ربيع - و ابو جهل و ابو سفيان بود و طعيمة بن عدىّ و النّضر بن الحارث و ابو البخترى بن هشام و زمعة بن الاسود و حكيم بن حزام و نبيه و منبّه - پسران حجّاج - و اميّة بن خلف چون ، مجتمع شدند و بنشستند ابليس - عليه اللَّعنه - بيامد بر صورت پيرى . چون او را ديدند گفتند : تو كيستى ؟ گفت : من مردى از اهل نجد ، شنيدم كه شما راى خواهيد زدن در حقّ اين محمّد ، خواستم تا من نيز حاضر باشم و راى شما بشنوم و اگر صواب باشد از پيش ببريم و اگر خطا باشد من نيز راى زنم كه شما از من نصيحت بينيد و شنويد . گفتند : روا باشد . ابو البخترىّ گفت : راى من در او آن است كه ، او را بگيرى و در خانه‌اى محبوس كنى و بند برنهى و در خانه برآرى و سوراخى رها كنى كه طعامى و شرابى به او مىدهيد ، و او را آن جا رها كنيد [ 31 - پ ] تا به مردن چنان كه با دگر شاعران كردند از زهير و نابغه . ابليس بانگ بر او زد و گفت : بد راى است اين كه ديدى ، اين با كسى توان كردن كه او را اهلى و عشيرتى و عزّتى ( 4 ) و منعتى نباشد ، امّا محمّد كه از بنى هاشم باشد و از قوم خود اتباع دارد و از برون اتباع دارد [ اگر ] ( 5 ) او را يك دو روز محبوس كنيد خويشان او بر شما بيرون آيند و مدد خواهند از انصاريان و با شما قتال كنند و او را بيرون آرند و راى شما باطل شود . از سر آن برفتند و گفتند : راست گفت اين شيخ نجدى . هاشم بن عمرو من بنى عامر بن لوىّ گفت : راى ( 6 ) آن است كه اين مرد را بياريد و بر شترى نشانيد و سر شتر در بيابان نهيد ( 7 ) و از ميان خودش ( 8 ) بيرون
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : شهرت . ( 2 ) . آو ، بم : بشكوهيدن / بشكوهيدند . ( 3 ) . آو ، آج ، لب ، آن : بلند شد . ( 4 ) . آو ، آج ، بم : غوثى آن : دعوتى . ( 5 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 6 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و مج من . ( 7 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مج : دهيد . ( 8 ) . خودش / خود او را .