را ، كقوله : وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها ( 1 ) . . . ، و كقوله : فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ ( 2 ) . . . ، و كقول عمرو بن كلثوم :
الا لا يجهلن احد علينا
فنجهل فوق جهل الجاهلينا
و معلوم است كه هيچ عاقل به جهل فخر نيارد و جز او مقابله جهل خواست .
قولى دگر آن است كه : با ايشان معاملت مكّاران كند ، فعلى كه صورت مكر دارد و اگر چه در معنى عدل باشد مكر نباشد ، * ( وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرِينَ ) * و خداى بهترين مكر - كنندگان است براى آن كه مكر ايشان بيفتاد و آنچه خداى كرد موافق خواست و رضاى او آمد .
* ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا ) * - الايه ، حق تعالى در اين آيت حكايت كرد از عناد و جحود كافران ، گفت : چون آيات ما از قرآن بر ايشان خوانند ، گويند : بشنيديم اين قرآن را اگر ما نيز خواهيم مانند اين بگوييم ، كه اين نيست الَّا فسانهء ( 3 ) پيشينگان . خداى تعالى تكذيب ايشان كرد به تحدّى ( 4 ) تا عاجز شدند ، و آنگه خبر داد كه : نه عرب تنها ، اگر جنّ و انس جمع شوند بر آن كه مثل اين قرآن بيارند نتوانند آوردن ، و اگر چه بعضى را معاونت كنند ، فى قوله : قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالْجِنُّ ( 5 ) - الاية . بعضى مفسّران گفتند : اين آيت در نضر بن الحارث بن كلده . آمد كه او به پارس و حيره رفته بود به تجارت ، و كلام ايشان شنيده بود ، و ذكر اخبار عجم و جهودان و ترسايان را ديده بود كه توريت و انجيل خواندندى و نماز كردندى ، چون به مكّه آمد ، رسول را يافت كه قرآن مىخواند و نماز مىكرد ، گمان برد كه اين جنس آن است گفت : اين اخبار اوايل است و قصّه امم پيشين . سدىّ گفت : اساطير الاوّلين ، اى ، اساجيع اهل الحيره سجعهاى اهل حيره است . و اساطير ، جمع اسطورة و اسطارة ( 6 ) باشد ، و گفتند : جمع جمع است ، سطر و اسطار و اساطير . و اصل او من السّطر باشد ، و هو الكتابة .
* ( وَإِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ ) * - الاية ، اين آيت ( 7 ) در
هامش
( 1 ) . سوره شورى ( 42 ) آيهء 40 .
( 2 ) . سوره بقره ( 2 ) آيهء 194 .
( 3 ) . آج ، لب : افسانه .
( 4 ) . آج ، مل : به حدّى .
( 5 ) . سوره بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 88 .
( 6 ) . اساس : اساطره به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد .
( 7 ) . همه نسخه بدلها نيز .