به صدقه بده تا كفّارت گناهت باشد ، و اين روايت كردهاند از باقر و صادق - عليهما السّلام .
محمّد بن اسحاق گفت : معنى آيت آن است كه ، اظهار حق مكنيد ( 1 ) رسول را تا به شما گمان نيك برد آنگه در سرّ مخالفت كنيد او را ، پس اين قول خطاب با منافقان باشد . عبد اللَّه عبّاس گفت : با خداى خيانت مكنيد به ترك فرايض و با رسول به ترك سنن . قوله : * ( وَتَخُونُوا أَماناتِكُمْ ) * ، در او دو قول گفتند يكى آن كه : « واو » عطف است و محلّ او جزم است على النّهى ، و المعنى لا تخونوا ، ايضا اماناتكم * ( وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ، « واو » ، حال است و نيز با امانات خود خيانت مكنى و شما دانى كه آنچه مىكنى خيانت است . وجه ديگر آن است كه : « واو » جمع است و محلّ او نصب است ، و التّقدير : و ان تخونوا اماناتكم ، على معنى مع ان تخونوا اماناتكم ، با آن كه خيانت كنى با امانات خود ، و مثال او چنان باشد از كلام بر دو وجه كه : لا تأكل السّمك و تشرب اللَّبن ، و تشرب اللَّبن ، در اوّل نهى باشد از هر دو ، و در دوم نهى باشد عن الجمع منهما . قال الشّاعر فى الوجه الثّانى الَّذى هو الجمع بينهما :
لا تنه عن خلق و تأتى مثله
عار عليك اذا فعلت عظيم
اى ، مع ان تأتى مثله .
عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد به امانات ايشان ، هر چيزى است كه از مردمان پوشيده باشد از فرايض خداى ، چون : غسل جنابت و روزه و نماز و زكات . ابن زيد گفت : معنى امانات ، ديانات است اين جا ، و اين خطاب با منافقان است كه : در سرّ مدارى آنچه به علانيه خلاف آن گويى ! قتاده گفت : مراد ، دين خداى است [ 31 - ر ] ، يعنى اين دين كه از خداى به امانتدارى نگاهدارى تا با او سپارى كه اداى امانت واجب بود . و خيانت در تعارف ( 2 ) منع حقّى باشد كه اداى آن واجب بود ، و او ضدّ امانت باشد ، و اصل او در لغت نقصان بود ،
قال النّبى - عليه السّلام : ادّ الامانة الى من ائتمنك و لا تخن من خانك
امانت با آن ده كه تو را امين دارد و خيانت مكن با آن كه با تو خيانت كند .
جبّائى گفت : نهى است از خيانت در غنيمت . و امانت از امن باشد و آن حالتى بود
هامش
( 1 ) . آن : مىكنى .
( 2 ) . اساس : تفاوت ، به قياس نسخهء آج و اتّفاق نسخهها ، تصحيح شد .