تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
سپس به نزديك گنجه رفتند كه از شهرهاى اران بود و به مسلمانان تعلق داشت . در آن جا فرود آمدند و اردو زدند . امير گنجه كه از مملوكان اوزبك ، صاحب آذربايجان بود و كوشخره نام داشت ، لشكرى به سر وقت ايشان فرستاد و از پيشروى ايشان به سوى گنجه جلوگيرى كرد . رسولى را نيز به نزدشان فرستاد تا از زبان او به ايشان بگويد : « شما به فرمانرواى شروان خيانت كرديد و قلعهء او را گرفتيد . به حاكم قبله نيز خيانت كرديد و در قلمرو او دست به تاراج نهاديد . بنابر اين ديگر هيچ كس به شما اعتماد نمىكند . » قبچاق‌ها پاسخ دادند : « ما نيامديم مگر براى اين كه به فرمانرواى شما خدمت كنيم . ولى شروانشاه رشيد از رسيدن ما به شما جلوگيرى كرد . بدين جهة ما هم به شهرهاى او حمله برديم و قلعهء او را گرفتيم . بعد هم آن دژ را رها كرديم بىآن كه بيم از دست رفتن آن را داشته باشيم . اما حاكم قبله ، هم دشمن شماست و هم دشمن ما . و ما اگر مىخواستيم كه پيش گرجىها باشيم راه خود را به دربند شروان نمىانداختيم كه سخت‌تر و ناهموارتر و دور تر است و به عادت هميشگى خود به گرجستان رفته بوديم . ما براى اطمينان خاطر تو گروگان‌هائى نيز به نزدت مىفرستيم . » كوشخره ، همين كه اين پاسخ را شنيد به سوى ايشان روانه