تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
شد . وقتى خبر حركت او به گوش قبچاق‌ها رسيد ، دو سردار قبچاق كه سمت پيشوائى داشتند ، سوار شدند و با عده‌اى اندك پيش او رفتند و او را ملاقات كردند و مراسم تعظيم و تكريم به جاى آوردند و به او گفتند : « ما تنها با عده‌اى بسيار اندك پيش تو آمديم كه بدانى ما انديشه‌اى جز وفادارى و خدمتگزارى به فرمانرواى شما نداريم . » كوشخره نيز دستور داد تا حركت كنند و در بيرون گنجه اردو بزنند . دختر يكى از آنها را نيز گرفت و براى اوزبك بن پهلوان ، سرور خود ، پيام فرستاد و او را از وضع ايشان آگاه ساخت . اوزبك هم دستور داد كه به ايشان خلعت بدهند و در كوه كيلكون براى آنها اردوگاه فراهم سازند . اين دستور را به كار بستند . مردم گرجستان كه خبر قبچاق‌ها را شنيدند از آنها ترسيدند و گرد هم آمدند تا به قبچاق‌ها حمله‌ور شوند . كوشخره ، امير گنجه ، به شنيدن اين خبر ، قبچاق‌ها را آگاه ساخت و دستور داد كه بر گردند و نزديك گنجه اردو زنند . آنان نيز بازگشتند و نزديك گنجه فرود آمدند . يكى از سرداران قبچاق با گروهى از آنها به سراغ گرجىها رفت و بر آنها حمله برد و بسيارى از ايشان را كشت و گريزاند و آنچه داشتند به غنيمت گرفت و در كشتن و اسير كردن ايشان زياده‌روى كرد .