شد .
وقتى خبر حركت او به گوش قبچاقها رسيد ، دو سردار قبچاق كه سمت پيشوائى داشتند ، سوار شدند و با عدهاى اندك پيش او رفتند و او را ملاقات كردند و مراسم تعظيم و تكريم به جاى آوردند و به او گفتند :
« ما تنها با عدهاى بسيار اندك پيش تو آمديم كه بدانى ما انديشهاى جز وفادارى و خدمتگزارى به فرمانرواى شما نداريم . »
كوشخره نيز دستور داد تا حركت كنند و در بيرون گنجه اردو بزنند .
دختر يكى از آنها را نيز گرفت و براى اوزبك بن پهلوان ، سرور خود ، پيام فرستاد و او را از وضع ايشان آگاه ساخت .
اوزبك هم دستور داد كه به ايشان خلعت بدهند و در كوه كيلكون براى آنها اردوگاه فراهم سازند .
اين دستور را به كار بستند .
مردم گرجستان كه خبر قبچاقها را شنيدند از آنها ترسيدند و گرد هم آمدند تا به قبچاقها حملهور شوند .
كوشخره ، امير گنجه ، به شنيدن اين خبر ، قبچاقها را آگاه ساخت و دستور داد كه بر گردند و نزديك گنجه اردو زنند .
آنان نيز بازگشتند و نزديك گنجه فرود آمدند .
يكى از سرداران قبچاق با گروهى از آنها به سراغ گرجىها رفت و بر آنها حمله برد و بسيارى از ايشان را كشت و گريزاند و آنچه داشتند به غنيمت گرفت و در كشتن و اسير كردن ايشان زيادهروى كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٧