تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ولى امير كوشخره از گرجىها ترسيد و اين كار را نكرد و در پاسخ به قبچاق‌ها گفت : « شما با نظر من مخالفت كرديد و همان انديشه‌اى كه خود داشتيد به كار بستيد . اكنون من حتى با فرستادن يك سوار هم به شما كمك نمىكنم . » قبچاق‌ها كه اين پاسخ را شنيدند ، كسى را به نزد كوشخره فرستادند و از او گروگان‌هائى را كه در نزدش داشتند بازخواستند . ولى كوشخره گروگان‌ها را به ايشان نداد . قبچاق‌ها نيز گرد هم آمدند و در عوض آن گروگان‌ها ، بسيارى از مسلمانان را گرفتند . مسلمانان ديگرى كه در آن شهرها به سر مىبردند به يارى همكيشان خويش برخاستند و بر قبچاق‌ها شوريدند و با آنان جنگيدند و گروه بسيارى از ايشان را كشتند . قبچاق‌ها هراسان شدند و به سوى شروان روانه گرديد و تا سرزمين لگزىها پيش رفتند . مردم ، از هر قوم ، مسلمانان و گرجىها و لگزىها و ديگران ، همه در صدد برآمدند كه قبچاق‌ها را از پاى درآورند . از اين رو ، به جان آنها افتادند و آنها را كشتند و غارت كردند و گروهى را نيز با زنان و فرزندانشان به بند اسارت درآوردند تا جائى كه در دربند شروان ، يك مملوك قبچاق به بهاى بسيار كمى فروخته مىشد .