اين جنگ با شكست گرجىها پايان يافت .
قبچاقها ، پس از اين پيروزى ، به كوه كيلكون برگشتند و مانند دفعهء قبل در آن جا اردو زدند .
پس از فرود آمدن در آن جا سردار ديگرى از سرداران قبچاق خواست همان بلائى را كه همكارش به سر گرجىها آورده بود او نيز بياورد .
كوشخره كه اين خبر را شنيد كسى را به نزدش فرستاد كه او را از حركت باز دارد تا از حال گرجىها خبرى به دست آيد و وضعشان روشن شود .
ولى او درنگ نكرد و با كسان خود به سوى گرجستان روانه گرديد و در راه به هر جا رسيد تاراج كرد و ويران ساخت و غنيمت گرفت .
گرجىها براى پيكار با قبچاقها از راهى روانه شدند كه آن را خوب مىشناختند و بدين گونه بر قبچاقها پيشى گرفتند .
همين كه به آنان رسيدند به جنگ پرداختند و به آنان كه غافلگير شده بودند حملهاى سخت بردند و به رويشان شمشير كشيدند و تا توانستند كشتند و غنائمى را كه قبچاقها بار پيشين به دست آورده بودند ، باز گرفتند .
در نتيجهء اين شكست ، سردار قبچاق و يارانش با بدترين وضع ، برگشتند و آهنگ بردعه كردند .
براى كوشخره نيز پيام فرستادند و از او خواستند كه شخصا با لشكرش پيش ايشان بيايد تا به گرجىها حمله برند و انتقام اين شكست را از آنها بگيرند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٨